بازشناختِ فرایند استعارهسازی در لایة « بلاغی» سبک غزل اجتماعی معاصر و کارکردهای ایدئولوژیکی آن
نویسندگان
1 مدرّس و دانش آموختة دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه حکیم سبزواری
2 دانشیار گروه زبان وادبیات فارسی ،دانشگاه حکیم سبزواری،سبزوار،ایران
3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه حکیم سبزواری
4 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه حکیم سبزواری
doi
10.30465/copl.2023.43563.3890چکیده
هدف مقاله حاضر، بررسی فرایند استعاره سازی در لایه بلاغی سبک غزل اجتماعی معاصر و بررسی کارکردهای ایدیولوژیکی این فرایند است تا بتوان از این رهگذر، به الگوی مسلط ساخت استعاره در این گونه ادبی دست یافت؛ همچنین این مقاله در پی آن است، با خوانش و تحلیل نمونهها در حیطة جامعه آماری مورد نظر، کاربرد این شگرد بلاغی را ازمنظر نقش و کارکردهای آن بر مبنای نگاه ایدئولوژیکی شاعران، تحلیل و تبیین کند. بررسی ها نشان می دهد که غالب استعارههای به کار رفته در این سرودهها، از نوع استعارههای مصرّحة مجرّده است. بنای خلق استعارهها در وهله نخست بر تجسّمگرایی است و بیش از همه بر پایه جاندارانگاری و با تمرکز بر گیاه انگاری و جانورانگاری ساخته شدهاند و شاعران بر مبنای مشابهتی که میان مبانی فکری و باورهای ذهنی خود با پدیدة مورد نظر یافتهاند، اقدام به ساخت استعاره کردهاند. از منظر نقش وکارکرد نیز بزرگنمایی، تمجید و ستایش یا کوچکنمایی و اکراه و تحقیرِ مصادیق این استعارهها، از مهم ترین مبانی فکری و ایدئولوژیکی شاعران این گونه ادبی است.