فراخوانی شعر کهن در رمان پسامدرن "مردِ تشویشِ همیشه" از محمد ایوبی
نویسندگان
1 استاد تمام گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهرکرد
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهرکرد
3 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد
doi
10.30465/copl.2022.41357.3765چکیده
چکیدهفراخوانی اشعار کهن در رمانهای معاصر فارسی، با توجه به سبک داستان و مکتب مورد نظر نویسنده، کارکردی متفاوت دارد؛ چنانکه در رمانهای پسامدرن فارسی از اشعار کهن فارسی برای ایجاد عدم انسجام، زمانپریشی و دگرگونی در شخصیتهای تاریخی استفاده شده است. با توجه به این نکته، هدف از پژوهش حاضر، بررسی کارکرد و نقش بازتاب اشعار کهن در رمان "مرد تشویش همیشه" از محمد ایوبی با روش اسنادی است. نتایج پژوهش نشان میدهد ایوبی با استفاده از این شگرد در رمان، چندصدایی ایجاد کرده و با به کار بردن اشعار خاصی از شاهنامه، شخصیتی درمانده و ناامید از فردوسی به تصویر کشیده است. همچنین استشهاد شخصیتهایی چون بیژن به شعر منوچهری و فردوسی به شعر حافظ و سعدی، نوعی زمانپریشی در داستان به دنبال داشته و جنبۀ داستانی بودن رمان برجسته شده است. همچنین ایوبی با انتخاب اشعار حاشیهای دربارۀ زندگی فردوسی، مسائل کم اهمیتتر از زندگی او را در تاریخ ادبی مهم جلوه داده است.