تأملی در زیباییشناسی صحنه در ادبیات کودک، براساس نظریه ماریا نیکولایوا، مطالعه موردی (داستان «هستی» نوشته فرهاد حسن زاده)
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیا فارسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران. ایران
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی داشنگاه شهید بهشتی و دنشجوی دکتری رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران
doi
10.30465/copl.2022.40504.3726چکیده
زیباییشناسی صحنه از نظریات تقریبا جدید در ادبیات کودک و نوجوان و از نظریاتی محسوب میشود که ارتباط مستقیم با نقد ادبی گذشته خود از جمله نظریه کرونوتوپ باختین دارد. در این نظریه عناصر زیبایی شناسی صحنه نقل میشود که تاثیر مستقیمی در تولید معنا دارند. از این رو میتوان این نظریات را در ادامه و تکمیل نظریات پربار از جمله نظریات ژرار ژنت، پل ریکور، گریماس و دیگران دانست. در این پژوهش با توجه و تمرکز بر نظریه زیباییشناسی صحنه ماریا نیکولایوا و بیان مشخصات کلی این نظریه و خصوصیات ساختاری آن، نیز اشاره به الگوهای مکانی(=خانه) که در این نظریات به کار رفته-است ضمن بیان شاهد نمونههایی از این کتاب برخی از عناصر زیبایی شناسی صحنه در آن، به بررسی صحنه در مفهوم مکان در داستان هستی نوشته فرهاد حسنزاده پرداخته شدهاست. نتیجه حاصل از این بررسی این است که عنصر زیباییشناسی صحنه ارتباط مستقیم در تولید معنا دارد و در درک و دریافت مخاطب از جمله کودک و نوجوان بسیار مؤثر و در تقویت فهم او ضروری است. داستان هستی اثر حسنزاده نیز دارای عناصری از زیبایی شناسی صحنه است که به تولید معنا کمک میکند؛ الگوی خانه هم که در این داستان به کار رفتهاست منطبق بر الگوی اودیسهای و اودیپی است.