کلام محوری و تعویق معنا، عنصر غالب آثار ابوتراب خسروی

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی / دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه قم

2 دانش آموختة دکتری / دانشکدة زبان و ادبیات فارسی دانشگاه قم

doi
10.30465/copl.2022.40822.3741
چکیده

«وجه غالب»یا «عنصر غالب»، به‌عنوان یکی از مفاهیم اصلی فرمالیسم، مولفة برجستة هراثر هنری است که دیگر اجزا و عناصر آن اثر را تحت تأثیر خود قرار داده و موجب تحول و دگرگونی آنها می‌شود. یکی از مهم‌ترین عناصرغالب پسامدرن شناخت هویت متنی است که به دلیل تعویق و عدم تثبیت معنا، متکثر شده است.متن و نویسنده، به‌عنوان سوژه‌های اصلی همواره سعی دارند تا باتوجه به متن‌بودگی قرائت متفاوتی را ارائه داده و هویت منحصربفرد متن را شناسایی کنند. ازاین‌رو می‌توان گفت که هویت مکتوب، از مشخصه‌های ادبیات داستانی پسا‌مدرن است.ابوتراب خسروی یکی از نویسندگانی است که می‌توان تعویق و عدم تثبیت معنا و در نتیجه «هویت مکتوب»را به‌عنوان «عنصر غالب»آثار وی محسوب کرد. به-نظر می‌رسدفراداستان، سوژه‌شدگی متن، دیالکتیک نویسنده با شخصیت‌، بازآفرینی‌های متعدد یک رویداد و اعراض از کلام‌محوری از مختصات آثار اوست.حاصل پژوهش نشان می‌دهد در آثار وی روایت و راوی هردو تحت تأثیر اهمیت متن و سوژه بودن آن هستندکه بی‌ثباتی دال و مدلول و درنتیجه عدم قطعیت معنا را در پی دارد.