پیشبینی خودکارآمدی بر اساس نگرش به آموزش ترکیبی در معلمان مقطع ابتدایی
نویسندگان
1 استاد، رشته برنامهریزی درسی، گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
2 استاد، رشته روانشناسی تربیتی، گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
3 کارشناس ارشد برنامهریزی درسی، گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
doi
10.22084/j.psychogy.2025.29156.2678چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف پیشبینی خودکارآمدی بر اساس نگرش به آموزش ترکیبی در معلمان مقطع ابتدایی شهر تبریز انجام شده است.روش: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری مورد مطالعه، کلیه معلمان مقطع ابتدایی نواحی پنجگانه شهر تبریز در سال تحصیلی 1402-1401 به تعداد 3199 نفر بودند که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چند مرحلهای، 343 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت سنجش متغیرها از پرسشنامههای نگرش به آموزش ترکیبی بنیهاشم و همکاران (2023) و پرسشنامه استاندارد باورهای خودکارآمدی اسچانن-موران و وولفولک (2001) استفاده شد. بررسی فرضیههای پژوهش با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون چندگانه همزمان صورت گرفت. کلیه تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS 21 انجام شد.یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که همبستگی مثبت معنیداری بین مولفههای نگرش به آموزش ترکیبی با خودکارآمدی معلمان ابتدایی وجود دارد (0.001 = p و 0.33 = r). به علاوه نتایج تحلیل رگرسیون نیز بیانگر آن بود که از میان مولفههای نگرش به آموزش ترکیبی، فقط مولفه انگیزه، پیشبینیکننده مثبت خودکارآمدی معلمان ابتدایی تبریز میباشد و مولفههای حجم کار، استرس و رفاه تاثیر معنیداری در پیشبینی خودکارآمدی معلمان ابتدایی شهر تبریز ندارند.نتیجهگیری: یافتههای پژوهش حاکی از آن است که نگرش معلمان در رابطه با تکنولوژیهای آموزشی باید بیش از پیش مورد عنایت مسئولان مربوطه قرار گیرد و با ایجاد نگرش مثبت در آنها، روند تغییر آموزش از شیوههای سنتی به شیوههای جدید و ترکیبی تسهیل شود.