تأملی بر نمود «بدن» در نمایشنامهی «چوب بهدستهای وَرَزیل» غلامحسین ساعدی
نویسندگان
1 دانشکده هنر و معماری، دانشگاه شیراز،شیراز
2 استادیار بخش هنر، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه شیراز
3 استادیار دانشکده هنرهای نمایشی و موسیقی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران
doi
10.30465/copl.2022.36234.3526چکیده
مفهوم «بدن» فراتر از مجموعهای از اندامها و کارکردهای تابع آناتومی و فیزیولوژی میباشد. بدن در مباحث علوم انسانی و هنر، بیش و پیش از هرچیز، واجد ساختار نمادین میگردد. ساختاری که جایگاهی برای طرحافکنیِ فرهنگ، در بغرنجترینِ صورتها فراهم میآورد. در این پژوهش، وجوهی از مفهوم بدن، با نظر بر اثری نمایشی پی گرفته میشود. یعنی نمایشنامهی «چوب به دستهای وَرَزیل»، نگاشته شده در دههی چهل شمسی، بقلم غلامحسین ساعدی. اثری که به وضوح تحت تأثیر گفتمان پسااستعماریِ سربرافراشته پس از جنگجهانی دوم میباشد. مقطعی که گفتمان چپ بر فضای روشنفکری غالب آمد. این گفتمان نشان خود را در آثار ادبی/هنری تولید شده، ثبت کرد. نشانی که در سطوح مختلف آثار نمایان میگردد. از این بین، سطح «بدن» مدنظر پژوهش حاضر خواهد بود. روش پژوهش، بهجهتِ اجرا و پیشبرد، توصیفی-تحلیلی است. این امر با بهره از منابع کتابخانهای ممکن گشته است. همچنین، در راستای واکاویِ وجوه گونهگون «بدن» در این نمایشنامه، دستهبندیهایی انجام پذیرفته است. ابتدا به «جنسیت؛ ظاهر؛ پوشش بدن» نظر انداخته میشود. در وهله بعد به «اداها و حرکات بدن»، و پس از آن نیز به «سکون بدن و ایجاد توهم و تصور حرکت» و دلالتهای آن پرداخته خواهد شد. در نهایت بر مبحثی تأمل خواهیم داشت که مختص به این اثر است. یعنی بهرهگیریِ متفاوتِ ساعدی از قابلیت بدن، که در «دگردیسیِ بدن» شکل یافته است. نتایج حاصله در تحلیل، حکایت از آن دارد که ساعدی با بهره از قابلیتهای بدن، هویتسازی (و یا حتی بیهویت ساختن) را به انجام رسانده. برای مثال با تحول فرم بدنِ شکارچیها، به سمتوسوی بدنی حیوانی، آنها به عنوان «دیگران-غیر خودیها» طرد مینماید. به عبارتی، تأکید بر خودیها- یعنی وَرَزیلیها-، که به غیریتسازی تازهواردها -موسیو و شکارچیها- ختم میشود، از طریق مفهوم بدن است که صورت میپذیرد.