تحلیل انتقادی رمان «شطرنج با ماشین قیامت» بر اساس نظریهی تئودور آدورنو
نویسندگان
1 دانشگاه علامه طباطبایی
2 دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
doi
10.30465/copl.2022.38440.3637چکیده
رمان شطرنج با ماشین قیامت نوشتهی حبیب احمدزاده به واسطهی روایتی دوم شخص که پیوندی میان راوی و مخاطب در عین ایجاد فاصله ایجاد میکند، به بازنمایی جامعهی جنگزده میپردازد. راوی روایتی متفاوت و گاه متناقض از جنگ _از گزارش واقعیت انضمامی تا فراهم نمودن بستری برای اندیشیدن انتقادی در رابطه با آن_ به مخاطب ارائه میدهد. این امر نشان میدهد که توجه به انواع و ابعاد روایات متن و قرار دادن آنها در کنش متقابل با یکدیگر، چگونه منجر به دریافتهای متفاوت و نوین میگردد. در خوانشهای ارائهشده از رمان شطرنج با ماشین قیامت پرداختن به جزئیات، منجر به نقد فردگرایانهی متن و قرار گرفتن مسائل اجتماعی در ساحتی فردی شده است. در مواجههی حاضر با متن سعی بر آن است تا با توجه به درهمتنیدگی روایات و در نظر داشتن روایت شطرنج با ماشین قیامت در کنش با خردهروایات، وضعیت فرهنگی – اجتماعی به تصویر کشیدهشدهی زمان جنگ مورد بررسی و نقد قرار گیرد. این نگاه به متن، در واقع فراخوانی مخاطب به تأمل در شکل روایت جهان توسط شخصیتها و کنش و واکنش آنها نسبت به واقعیت القایی و در نتیجه چگونگی بازتفسیر آن است.