بررسی و تحلیل «جدال فرم و محتوا» در نقدادبی معاصر فارسی با تکیه بر «قصهنویسی» رضا براهنی.
نویسندگان
1 پژوهشگر پسادکتری دانشگاه تربیت مدرس.
doi
10.30465/copl.2022.35995.3515چکیده
نقد داستان در ایران با نقدهای اخلاقی ابتدایی، که هنر و داستان را به وسیلهای برای تهذیب اخلاق تقلیل میداد، آغاز شد و رفتهرفته با ظهور حزب توده و شرایط خاص تاریخی ایران، به سمت نقدهای ایدئولوژیک، و نوعی استالینیسم تقریبا یکدست حرکت کرد. از دههی چهل با ظهور مجلات پیشرویی چون جُنگ اصفهان و ترجمهها و تألیفات افرادی چون ابوالحسن نجفی و دیگران، نظریات جدید ادبی غربی در ایران معرفی شد. رضا براهنی نیز از معدود دانشگاهیانی بود که موفق شد از فضای سنتی حاکم بر دانشگاه فاصله بگیرد و نقد و نظریههای جدید را هم در مقالات و کتابهای پژوهشیاش و هم در آثار خلاقهاش به کار بندد. اما او بر خلاف نجفی و گلشیری، که موفق شدند منظومهای منسجم از تعهد انسانمدار و فرم پدید آورند، لااقل در کتاب قصهنویسی جایی میان تعهد اجتماعی و فرمالیسم ایستاده بود. برخی روشنفکران دینی، با برکشیدن مفهوم «هنر قدسی» در سالهای پس از انقلاب، درباب مباحث مرتبط با زیباشناسی گاه دچار همین تناقض نظری شدند. ولی براهنی، هرچه از شور و هیجان انقلاب گذشت، به تئوریهای مرتبط با ساختارگرایی و فرمالیسم متمایل شد و از تعهد ستیهندهی دههی چهل، که ناگزیر در کتاب قصهنویسی به جدال فرم و محتوا میرسید، فاصله گرفت. از اینرو، میتوان گفت کتاب قصهنویسی به عنوان یکی از شاخصترین آثار براهنی نمونهای است از نقدی که در روزگار گذار از پارادایم «ادبیات متعهد» به پارادایم «هنر برای هنر» و به تبع آن فرمالیسم، شکل گرفتهاست.