دیالکتیک عین و ذهن و اینهمانی سوژه و ابژه در نظریه و شعر نیما یوشیج
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
2 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
doi
10.30465/copl.2021.6825چکیده
«عینیتگرایی» از اصلیترین و مهمترین مفاهیم نظریۀ شعری نیمایوشیج است. عدهای منظور او را خلق شعرهایی کاملاً عینی دانسته و با ذهنی یافتن بخشی از اشعارش، نظریه و شعر وی را دچار تناقض یافتهاند. برخی نیز با نسبت دادن نادرست این مفهوم به دیگر اجزاء نظریه و شعر او، تعریفی متفاوت از این مفهوم به دست دادهاند. با دقت در آراء نیما و همچنین در نظر گرفتن سیر تاریخی این مفاهیم در شعرش، درمییابیم که اساس تفکر و رویکرد نیما «دیالکتیکی» است و وی با توجه به آراء فیلسوفانی نظیر «هگل» و «مارکس»، به اینهمانی سوژه (ذهن) و ابژه (عین) دست زده و در نهایت بدون آنکه اصل عینیتگرایی مورد نظرش مخدوش شود، از تضاد بین این دو به سود عینیت عبور کرده است؛ به این صورت که خود او نیز به جزوی از آن عینیت تبدیل میشود. به بیان دیگر، آنچه منتقدان را در مواجهه با این مفاهیم به اشتباه انداخته است، درنیافتن این همجواری و تقابل دیالکتیکی بوده است. توجه به ساختار دیالکتیکی مورد نظر نیما، در فهم و تحلیل اشعار وی بسیار راهگشا است و در این مقاله علاوه بر ترسیم دقیق رویکرد او در این زمینه، با نقد چهار شعر وی، پارهای از اشتباهات منتقدان در مواجهه با شعر او برطرف شده است.