تحلیل تطبیقی زبان الگوی مسکن در مقیاس میانی (خرده فضا) (نمونه موردی: بررسی تقسیم سهتاییها در خانههای یزد و تبریز)
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد معماری، مدرس دانشگاه و مدیر عامل مهندسین مشاور عمارت خورشید
2 استادیار معماری، عضو هیئت علمی دانشکده فنی و مهندسی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران.
3 دکتری معماری و مدرس دانشگاه، گروه معماری و شهرسازی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران
doi
10.22034/ahdc.2022.2585چکیده
معماری خانههای ایرانی دارای الگوهایی نظاممند در کالبد خود است که بوسیله آنها طبقهبندی میشود. این طبقهبندی در قالب شناسایی الگوهای نهان در فضا قابل تشخیص است و راه آن استخراج "زبان الگو" در این فضاها است. از سویی دیگر این نظام الگویی یا به عبارتی زبان الگو در معماری ایران در قالب صفاتی قابل تبیین و طبقه بندی میباشند. این صفات به دستهبندی و تشریح الگوهای معماری میپردازد که در مقیاس میانی یا همان "خرده فضاها" معین میگردد. بر این اساس تحقیق حاضر در نظر دارد تا زبان الگوی مسکن را در مقیاس میانی و بر اساس"صفات فضاها" مورد ارزیابی و تحلیل قرار دهد. در این راستا تعدادی از خانههای دو شهر انتخاب گردید. این خانهها از دو شهرِ یزد به عنوان نماینده بناهای شهرهای فلات مرکزی ایران و پایدار در گونههای کالبدی در مقیاس کلان فضا و تبریز به نمایندگی از شهرهای مرزی ایران و دارای گونههای متنوعتر در همان مقیاس برگزیده شد و صفات خرده فضاهای آنها (به طور خاص تقسیم سهتاییها) مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که برخی از خصوصیات الگویی تقسیم سهتاییهای در خانههای تبریز به خصوص در گونههای کوشکی (دوره دوم قاجار) از برخی خصوصیات صفات الگویی پایدار موجود در کالبد معماری ایران فاصله گرفته است. این در حالیست که تقسیم سهتاییها در خانه-های یزد شکل پایدارتری را به خود میبیند و به نظر میرسد، این تنوع الگویی به سبب تغییر در زبان الگو و همچنین تنوع وقایع اتفاق افتاده در شهر تبریز و همچنین پایداری نوع زندگی در شهر یزد به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی آن که در مرکز ایران واقع شده باشد.