خوانشی نشانهشناختی از پیرنگ داستان کودکانۀ «مداد بنفش»: با رویکرد نوشتار زنانه
نویسندگان
1 کارشناسیارشد، ادبیات کودک و نوجوان، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.30465/copl.2021.6828چکیده
سیکسو(Cixous) مانند لکان، زبان را قضیبمحور میداند؛ ازهمینرو با دعوت به «نوشتار زنانه» قصد واسازی زبان را دارد. سیکسو با الهام از دریدا منکر تمامیت زبان و خواهان نفیِ دالهای دارای مدلولِ ثابت و روشن است؛ بر همین اساس مهمترین ویژگی نوشتار زنانه را ابهام و استعارات کثیرالمعنا میداند. با توجه به اینکه «نوشتار زنانه» رویکردی پساساختگرا است و هدف پساساختگرایی، دگرخوانی متن، لذا مقالۀ حاضر در پی آن است که با رهیافتی نشانهشناختی و در چهارچوب فمنیسمِ سیکسویی، دگرخوانشی از داستان «مداد بنفش» ارائه دهد. در همین راستا، در عناصر اصلی داستان مذکور (در شخصیتها، کنشها، روابط علّی حوادث) دالهای سیال و چندمدلولی را کشف و وفقِ پارادایمهای نظریۀ «نوشتار زنانه» تعبیر میکند. پژوهش حاضر به روش تحلیلیتوصیفی نشان میدهد که: اولا، نوشتار زنانه صرفاً قائم به سبک و صورت نوشتار (روساخت داستان) نیست؛ بلکه از طریق شخصیتی سیکسویی و روابط علّیِ حوادث میتواند نمودِ پیرنگی (در ژرفساخت داستان) داشته باشد؛ ثانیا، راه برونرفت از سرکوب جنسیتی، از زبان میگذرد. پژوهشهایی که تا کنون وفق رویکرد سیکسویی انجام شدهاند، اغلب سبک بیان و شگردهای شاعرانهسازی فُرم را مورد توجه قرار دادهاند. نوآوری پژوهش حاضر این است که اولا، نوشتار زنانه را نه صرفا در سطح سبک و سیاقِ بیان، بلکه در سطح پیرنگ و درونمایه مطالعه میکند. ثانیا، با استفاده از رویکرد پساساختاریِ «نوشتار زنانه»، خوانش مسلطِ مردسالارانۀ متن را واسازی میکند. ثالثا، برای نخستینبار از رویکرد نوشتار زنانۀ سیکسو برای خوانش ادبیات داستانی کودک بهره میجوید.