تخریب لنگرهای کنشی معنا: تحلیل تلاطم شوشی در گفتمان ادبی (مطالعه موردی نظام گفتمان ادبی در اثر این سگ می خواهد رکسانا را بخورد)
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیات فرانسه
2 هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد جنوب، گروه مترجمی زبان انگلیسی
3 هیات علمی دانشگاه پیام نور
4 مدرس دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب گروه زبانهای خارجی
doi
10.30465/copl.2021.36286.3528چکیده
تحریب لنگرهای کنشی به فضایی گفتمانی اطلاق میگردد که در آن به تدریج کنش قادر به پشتیبانی روایت یا پیشبرد آن نیست و به همین دلیل دچار فروپاشی گشته و جای خود را به شوِش میدهد. این فروپاشی کنشی را تخریب لنگرهای کنشی معنا در گفتمان مینامیم. نشانه-معناشناسی، کارکرد سنتی معنا را بهسوی کارکردی گفتمانی که در آن هیچ معنای از پیش محقَقی وجود ندارد، سوق میدهد. هدف پژوهش بررسی نشانه-معناشناسی و تحلیل نظامهای گفتمانی کنشی و شوشی در اثر این سگ میخواهد رکسانا را بخورد به قلم قاسم کشکولی است. در این پژوهش علاوه بر تحلیل روایتهای گفتمانی موجود که از نوع کنشی یا شَوِشی هستند، مشخص خواهد شد چگونه با نفی نظام کنشی جریان تلاطمی حضور سوژه، راه را بر تفتیدگی معنا و ناپایداری روایی میگشاید. در واقع هر کدام از ویژگیهای کنشی و شوشی و ابعاد چندگانه مطالعه نظامهای گفتمانی در چارچوب رویکرد نشانه-معناشناسی گفتمان در این اثر به نوعی مشهود است. بنابراین مسئله اصلی این است که ببینیم چگونه چگونه لنگرهای کنشی یکی پس از دیگری تخریب گشته و جای خود را به شوشهایی متلاطم و غیرتعینی میدهند. همچنین چگونه تعلیق کنش، مکانیکیشدن زمان، گسست در پیوند عناصر کنشی و جابجایی ناگهانی عناصر روایی سبب تخریب لنگرهای معنایی گشته و تلاطم معنایی و شوِشی را در پی دارد.مسئلة اصلی تحقیق این است که ببینیم این کارکردهای نوسانپذیر بر مبنای کدام جریان و روابط درونمتنی تولید گشته و سپس بر اساس چه الگویی و در قالب کدام فرآیند نشانه-معنایی گسترش یافته تا به تولید معناهایی سیال، در گریز، تلاطمپذیر منجر شود. در واقع در مقاله حاضر سعی بر آن است که به این پرسشها پاسخ داده شود:1- چه عواملی باعث تخریب لنگرهای معنایی در اثر مورد مطالعه میگردد؟2- مهمترین وجوه بازنمود گفتمان شوشی در این سگ میخواهد رکسانا را بخورد کدامند و چگونه این وجوه ما را به سوی گفتمانی سیال و پساروایی سوق میدهد؟