ایدهها و آرای محمّدرضا شفیعی کدکنی دربارۀ سهراب سپهری
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران.
doi
10.30465/copl.2021.6830چکیده
شعر سهراب سپهری به عنوان یکی از چند شاعر برجستۀ ایران معاصر، از تیررس دقّت محمّدرضا شفیعی کدکنی دور نمانده و در غالب نوشتههای وی که یا یکسره دربارۀ شعر معاصر ایران است(: با چراغ و آینه؛ ادوار شعر فارسی) و یا در آنها به مناسبت به شعر معاصر ایران و چهرههای آن نیز اشاراتی شده(: شاعر آینهها؛ شعر معاصر عرب)، از ایدهها و آرای وی دربارۀ سپهری و هنر شاعری وی نشانی میتوان به دست داد. سپهری برای شفیعی کدکنی، شاعری است ستودنی؛ این قابل ستایش بودن در چهار ساحت قابل رصد کردن است: در ضمن ستایش شعر معاصر ایران، در ضمن ستایش شعر مدرن ایران، در ضمن ستایش برخورداریهای شعر مدرن ایران از تحوّلات ادبی اروپا، و ستایش سپهری از حیث سپهری بودن. همچنین با توجّه به نظریۀ شفیعی کدکنی در تبعیّت شعر معاصر ایران از تحوّلات ادبی اروپای قرون اخیر، شعر سپهری به عنوان یکی از چهرههای این جریان، تأثیرپذیریهای خود از شعر فرنگی را در به عاریه گرفتن شگرد شعری سن ژون پرس در ناهمگونآمیزی واژگانی(فاوامیزی) و نیز الهامگیری از تی. اس. الیوت و ژاک پرهور و حتّی در گرایش به درک بودیستی از جهان و عرفان شرق دور، نشان میدهد. هرچند که از نظر شفیعی کدکنی، افراط در فاوامیزی، شعر سپهری را در آخرین دفتر شعری وی، «ما هیچ ما نگاه»، به بنبست کشانده و ضمن برملا کردن ترفند زبانی سپهری در دستیابی به سبک ویژۀ خود، اشعار این دفتر را که وضعیّت «شعر جدولی» را پیدا کرده، از منظر زیباییشناسیک و نیز رسانگی و ایصال، به شدّت آسیبپذیر کرده است.