درگاه‌های ورود به جهان‌های ممکن در داستان مدرن ملکوت

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کوثر بجنورد

2 کارشناس ارشد ادبیات روایی دانشگاه کوثر بجنورد

3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بجنورد، بجنورد، ایران

doi
10.30465/copl.2021.6832
چکیده

جهان‌های ممکن مبحثی بینارشته­ای است که بهره‌گیری از آن به­عنوان یک الگوی شناختی کارآمد در جهت معنا‌دهی به آثار داستانی دیریاب کارکردهای فراوانی دارد؛ خصوصاً داستان‌های مدرنی که در آن‌ها شاهد از‌ هم گسیختگی و فروپاشی طرح روایی داستان‌ها و همچنین چندپارگی ذهنی شخصیت‌های داستانی هستیم. به همین منظور نگارندگان در پژوهش حاضر با استفاده از شیوۀ تحلیل محتوا و به روش کتابخانه­ای به دنبال پاسخ به این سؤالات هستند که در داستان ملکوت انواع جهان‌ها و درگاه‌های ورود به آن‌ها چگونه شکل می‌گیرند و چه کارکردهایی دارند؟ داستان ملکوت هر چند به ظاهر دچار آشفتگی است؛ اما جهان­سازی‌هایی که در نتیجۀ عناصر مختلف متنی ایجاد می‌شوند، سبب می‌شود تا آشفتگی و بی‌معنایی که در روساخت آن دیده می‌شود، ملغی گردد و انسجام و درهم تنیدگی بیشتری حاصل شود. نکتۀ قابل توجه این است که چنین جهان‌های ممکنی توسط راوی تصویرساز و یا روایت‌شنوی تداعی‌گر که درک و دریافت‌هایی متفاوت از متن خواهد داشت، ایجاد می­شود. علاوه بر این آنچه که در داستان‌های مدرنی همچون ملکوت امکان ورود از جهان واقعی داستان را به جهان‌های ممکن فراهم می‌سازد، شخصیت‌هایی هستند که دچار نوعی استحالۀ ذهنی و روحی شده­اند و گستردگی زمانی و مکانی برای آنان حاصل می‌شود. بدین طریق از بعد زمان و مکان، فراتر می‌روند و با نوعی فضای فرازمانی و فرامکانی مواجه می‌شوند. در نتیجۀ چنین مواردی است که آمادگی لازم برای ورود به دیگر جهان‌ها فراهم می‌شود. به­واسطۀ کشف جهان‌های ممکن و درگاه‌های داستان ملکوت ابهام‌زدایی صورت می‌بندند و همۀ این جهان‌های به ظاهر سیال و منفک از یکدیگر به یک نقطۀ اتصال یعنی ملکوتی شدن خواهند رسید