میرزا ملکم خان و اندیشه ی روش

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه دانشگاه تهران

doi
10.30465/os.2020.5206
چکیده

این مقاله درپی توجیه این ادعا است که آن­چه در نوشته ­های میرزا ملکم­ خان درچارچوبِ تمایز عقل علمی از عقل طبیعی طرح می ­شود، نشان­گر توجه وی به جایگاه محوریِ اندیشه­ ی روش در شکل­ گیریِ عقلانیت علمی و هم­چنین، ایده­ ای مرکزی در کلیت اندیشه ­ی اوست؛ ایده­ ای که می ­توان براساس آن، جوانب گوناگون فکرِ وی را به­ هم پیوست و آن را به ­نحوی سازمند، صورت­ بندی و خوانش کرد. هم­چنین ادعا می­ شود براساس این صورت­ بندی، می ­توان به دریافتی روشن از رویکرد وی به مسایل دوران پرآشوب پیش ­از مشروطیت رسید. از آن­جا که ملکم ­خان علت­ العللِ ترقی و آبادانی فرنگستان را در پیروی از اصول عقل علمی می­ داند و هدف­ اش نیز ارائه ­ی برنامه­ ای برای آبادانی و ترقی ایران است، رویکردِ وی به چالش ایران را باید رویکردی راهبردی درنظر گرفت. وی در قامت استراتژیستی می­ اندیشد که راهبردی بی­ سابقه برای نفی استعمار قریب ­الوقوع، در سر دارد. رویکرد این نوشتار آن است تا داوری درباره­ ی تفکر ملکم­ خان، نه براساس ویژگی­های شخصیتی، رفتارهای اجتماعی یا حتی انگیزه­ خوانیِ وی بلکه براساس تحلیل و تفسیر ساختاریِ چندین نوشته­ ی برگزیده از دوره­ های گوناگون زندگیِ وی انجام پذیرد تا ازین­ راه روشن شود، مفهوم محوری در اندیشه ­ی وی چیست (روش)، چرا چنین باوری دارد (عقل علمی مبنای تمامی ترقی­ های فرنگیان است) و چگونه آن را می­ پروراند (راهبردی).