ارزیابی اجتماعپذیری حیاطِ عِلیینْ در دانشکده هنر و معماری یزد بعد از افزونه پوششِ متحرکِ چوبی آن
نویسندگان
1 استادیار، گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه یزد، یزد، ایران
3 استادیار، گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22034/ahdc.2022.2741چکیده
با دغدغه توجه به کیفیتهای محیطی، پژوهش حاضر به ارزیابی اجتماعپذیری حیاط علیین به مثابه یک فضایباز دانشگاهی در شرایط بعد از افزونه پوشش نسبت به حالت قبل آن میپردازد. به موازات مطالعات کتابخانهای، نظرات کاربران معطوف به تجربهزیسته آنان اعم از دانشجویان(25 نفر) و استادان(13نفر) با اتکا به نتایج پرسشنامههای با سوالات باز، بسته، تصویری و کروکی در مطالعات میدانی جمع شدهاست. تدابیر به کارگرفته شده در استخراج نشانههای کالبدی و غیرکالبدی ارزیابی اجتماعپذیری عبارتند از: مشاهده مشارکتی، عکاسی و یادداشتبرداری از احوالات حیاط علیین. نتایج بیانگر آنست که اجتماعپذیری حیاط علیین به مثابه یک فضای باز دانشگاهی در قالب هفت شاخصه در سه سطح مولفههای عینی، ذهنی و عینی-ذهنی قابل احصاست. حیاط علیین پس از پوشش، در هر هفت شاخص، نشانههایی از متوسط تا قوی برای اجتماعپذیرتر بودن نسبت به حالت قبل از پوشش دارد. وجود پوشش در وهله نخست به تقویت نقش مفصلی حیاطِعلیین کمککرده و از این رهگذر، گاه این نقش به نقش تازهی مقصدبودنْ تغییرِمکان داده و حیاط به سوی هویتِ مستقلداشتن حرکت کردهاست. شاخصه هفتمی در سطح مولفههای ذهنی با عنوان "عاطفی" برای اجتماعپذیری حیاط علیین به صورت منحصر به فردی متبلور شدهاست که بیانگر حسّتعلق کاربران بهویژه دانشجویان به حیاط است. از شواهد مرتبط با استخراج شاخصه عاطفی میتوان به نقش زنجیره روایتها از هویت حیاط حاصل از تجربههای زیسته دانشجویان دورههای مختلف در میزان اجتماعپذیری آن اشاره نمود. یکی از روایتها مربوط به ساخت پوشش و مشارکت مستقیم یا غیرمستقیمِ دانشجویان در آن است. چنین روایت زیستهای از همبستگی مثبت میان اجتماعپذیری حیاط و مشارکت دانشجویان در ارتقای فضایباز دانشگاهی محل تحصیل خود در جهت تامین شرایط مطلوبتر برای حضور بیشتر و موثرتر در فضا خبر میدهد.