تحلیل تناسب تشبیه با بافت کلام در دو جریان شعری معاصر: تجدّدگرایان محافظه‌کار، رمانتیسم (مطالعۀ موردی: اشعار سیمین بهبهانی، بهار، حمید مصدّق و فریدون مشیری)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی واحد ایذه، دانشگاه آزاد اسلامی، ایذه، ایران

2 استادیار گروه زبان وادبیّات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایذه

3 استادیار زبان و ادبیات فارسی واحد ایذه، دانشگاه آزاد اسلامی، ایذه، ایران

doi
10.30465/copl.2021.6145
چکیده

تناسب زبان و نگاه در شعر شاعران از رهگذر تصاویر منتزع از اشعار آن­ها قابل ارزیابی است. هر نگاه ویژه­ای در بیان خاصی نمود پیدا می­کند و با بررسی جریان­های مختلف ادب فارسی، می­توان تناسب بیان و نگاه را دریافت. در این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی سعی شده است تناسب تشبیه با بافت کلام در دو جریان شعری معاصر با تکیه بر سردمداران آن جریان­ها بررسی و تحلیل شود. بهبهانی و بهار به عنوان شاعران تجدّدگرای معاصر و مصدّق و مشیری به عنوان شاعران رمانتیسم معاصر1، سهم ویژه­ای در ادب معاصر دارند. نتایج حاکی از آن است که شاعران تجدّد­گرا در کنار تصاویر برخاسته از تشبیه، سعی بیشتری در تناسب سطح کلام با واژگان کهن ادب فارسی داشته­اند و بهار به نسبت، بیشتر از بهبهانی این تناسب را در ارتباط با مشبّه­ها و مشبّه­به­های اشعار خود برقرار کرده و تخییل در اشعار او با زبان گذشته، بیشتر پیوند یافته است. بیشترین وجه گذشته­گرایی اشعار مصدّق در تشبیهات او، مقیّد بودن مشبّه­به­های آن است که هم تتابع صفات و هم اضافه­های مقلوب را شامل می­شود اما در نهایت به دلیل قرینه­های زیاد سطح بیت، مخاطب، تصاویر برخاسته از اشعار او را بیشتر به عنوان یک تصویر امروزی قبول می­کند و تناسب واژگان در سطح ابیات، بیشتر امروزی است نه مربوط به گذشتۀ ادب فارسی. مشیری به دلیل زبان ساده و توجّه ویژه­ای که در انتقال عاطفه و احساس داشته است در تشبیهات خود توجّهی به گذشتۀ ادب فارسی نکرده است و اگر گذشته­گرایی هم در شعر او دیده شود، هنجارگریزی­هایی ساده هستند که تنها در سطح بیت، آن هم بدون گره­خوردگی معناداری با تصاویر بکار رفته­اند.