بازتاب تعذیب و تبدیل به مثابه ابزار فردیتزدا و همگونساز در رمانهای "رود راوی" و "میرا"
نویسندگان
1 استادیار گروه ادبیات فارسی دانشگاه گنبدکاووس،گنبدکاووس، ایران
doi
10.30465/copl.2021.6148چکیده
این پژوهش رمان "رود راوی" نوشتۀ ابوتراب خسروی را به عنوان الگوی جامعۀ سنتی کلگرا و "میرا" نوشتۀ کریستوفر فرانک را به عنوان الگویی از جامعۀ توتالیتر در عصر مدرن برگزیده است. روش پژوهش مبتنی بر نظرات متفکرانی بوده که روابط فرد/ سوژه با نظام سلطه و شیوههای اُبژهسازی را بررسی کردهاند. در تبیین کارکرد سیاسی نظامهای کلیتگرا بر افراد، بیشتر نظر متفکرانی چون میشل فوکو، هانا آرنت، ریگل، هیوود و در جامعهشناسی و طبقهبندی بدن به مثابۀ ابژۀ قدرت، دیدگاههای کریگان و لوبرتون اساس کار قرار گرفته است. بررسی رمان رود راوی نشان میدهد که فرایند فردیتزدایی و همگونسازی در جامعۀ سنتی با تعذیب و نمایش آن صورت میگیرد و در میرا، نظام تمامیتگرا در کنار شکنجه و تعذیب که عموماً در مکانهای غیرعمومی صورت میگیرد، مغزها را دگرگون و به هویتی همگانی و تکثیریافته اصلاح و تبدیل میکند. با این تقاوت که تعذیب در نظامهای فرقهای- سنتی بیشتر کارکرد اعتقادی و مذهبی دارد و در نظام توتالیتر دورۀ مدرن، با مقاصد سیاسی صورت میگیرد. آنچه در هر دو رمان مشترک است، تخطیناپذیری اصول، از بین رفتن حریم شخصی، مقابله با عشق به مثابۀ جلوهای از فردیت و در یک سخن، زدودن هرگونه مظاهر فردگرایی و تبدیل افراد به بدنهای اُبژه است و آنچه دو رمان را از هم متمایز میکند، میزان ابژهپذیری و سوژهگی فرد در جهان رمانها است.