شکوفایی نقد ادبی در دهۀ بیست
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی
2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی
doi
10.30465/copl.2021.6149چکیده
با شروع جنگ جهانی دوم و خروج رضاشاه از کشور، در دهۀ بیست فضای نسبتاً باز سیاسی و اجتماعی در ایران شکل گرفت. با شروع فعالیّتهای احزاب، مجلات ادبی با رویکرد تازهای منتشر شدند و نخستین کنگرۀ نویسندگان ایران تشکیل شد. مجموع این عوامل در کنار یکدیگر بستری مناسب را برای رشد نقد ادبی فراهم آوردند. امروزه که با گذشت زمان بهتر میتوان تحوّلات آن دوره را ارزیابی کرد به وضوح قابل مشاهده است که تفکر چپگرایانه عنصر غالب نقد ادبی در دهۀ بیست است به گونهای که دو جریان دیگر نقد ادبی در آن دوره، یعنی نقد دانشگاهی و نقد رمانتیک نیز از آن متأثر میشوند. علاوه بر نقد ایدئولوژیک که نمایندۀ شاخص آن در این دهه احسان طبری بود و در کنار او باید از مرتضی کیوان نیز نام برد، نقد دانشگاهی نیز که بر پایۀ نگاه علمی مستشرقان به متون کلاسیک ادبیات شکل گرفته بود در این دوره ظرفیتهای تازهای را تجربه کرد. نمایندۀ شاخص این جریان در دهۀ بیست فاطمه سیاح بود. جریان دیگر نقد که تا حدی تازه نفس بود و محصولِ جدال هواداران سبک کهنه و نو محسوب میشد نقد رمانتیک بود. نمایندۀ شاخص این جریان در دهۀ بیست نیمایوشیج بود. برای شناخت بیشتر جریانهای نقد این دهه، آثار نمایندگان شاخص آن بررسی و تحلیل شده است و به دلیل تأثیرگذار بودن مرتضی کیوان به نقدهای او نیز اشاره و نشان داده شده است که چگونه این افراد مروّجان نقد ادبی جدیدی در ایران شدند که نخستین تلاشها برای شکلگیری آن از مشروطه آغاز شده بود. روش انجام این پژوهش توصیفی تحلیلی است.