سیری در سفرنامهنویسی (بررسی چرایی رواج سفرنامهنویسی در ایران دورۀ قاجار، تحول و افول آن پس از انقلاب مشروطه)
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گنبد کاووس
doi
10.30465/copl.2021.6152چکیده
هرچند سفرنامهنویسی در ایران، سابقهای طولانی دارد، اما تا دورۀ قاجار فقط تعداد انگشتشماری، سفرنامه به زبان فارسی نگاشته شده است. از دوران فتحعلیشاه تا پایان دورۀ قاجار، روند سفرنامهنویسی در ایران سرعت گرفت و بیش از سی سفرنامه در وصف فرنگ و پیشرفتهای آن به زبان فارسی نگاشته شد. در دوران پهلوی از سویی روشنفکران ایرانی به جای توصیف غرب، به نوشتن سفرنامههایی در وصف کشورهایی که نظام سوسیالیستی بر آنها حاکم بود یا وصف سفر به سرزمینهای دورافتادۀ ایران پرداختند و از سوی دیگر تعداد سفرنامههای فارسی کاهش یافت تا جایی که اندک اندک از صحنۀ ادبیات معاصر ایران به حاشیه رانده شد و به شکل خاطرهنویسی به حیات خود ادامه داد. در این مقاله تلاش نگارنده بر آن است تا به تبیین چرایی رواج سفرنامهنویسی در یک دورۀ تاریخی معین، تغییر رویکرد آن در دورهای دیگر و در نهایت به حاشیه رانده شدن آن بپردازد. چنین به نظر میرسد که کارکرد سفرنامهها در دوران قاجار، یعنی معرفی نظام فکری، اجتماعی و سیاسی غرب، سبب رونق آن در این دوره شده باشد. با تحقق نظامی سیاسی مشروطه و برخی پیشرفتهای اجتماعی دیگر در دوران پهلوی، همچنین نفوذ گرایشهای سوسیالیستی و کمونیستی در این دوران، توجه روشنفکران به جای غرب، متوجه کشورهایی شد که نظام اشتراکی بر آنها حاکم بود، در نتیجه برای آزمودن این نظام، به این کشورها سفر کردند و سفرنامههایی در وصف آنها نگاشتند. از سوی دیگر با شکلگیری گفتمان غربزدگی و بازگشت به خویشتن، توجه جامعۀ روشنفکری ایران معطوف به نواحی دورافتادۀ داخلی ایران شد و سفرنامههایی در توصیف این نواحی نگاشته شد. در نهایت با از تب و تاب افتادن این گفتمانها سفرنامهنویسی به شیوۀ گذشته، اندک اندک از رونق افتاد و بیشتر به شکل خاطرهنویسی به حیات خود ادامه داد.