چگونگی بازنمایی کودکان در ادبیات روایی بزرگسالان از دیدگاه گفتمانشناسی انتقادی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبانشناسی رایانهای مرکز منطقهای اطلاعرسانی علوم و فنآوری، شیراز، ایران
2 دانش آموخته گروه زبان شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات فارس
doi
10.30465/copl.2021.6153چکیده
چکیده این پژوهش از دیدگاه گفتمانشناسی انتقادی به بررسی شیوههای بازنمایی کودکان در ادبیات روایی بزرگسالان پرداختهاست. رمانهای سووشون اثر سیمین دانشور(1348)، چراغها را من خاموش میکنم اثر زویا پیرزاد (1380) و پرندۀ من اثر فریبا وفی (1381)، به عنوان محدودۀ پژوهش، انتخاب شدند. الگوی مورد استفاده، انگارۀ بازنمایی کارگزاران اجتماعی ونلیوون (1996) بود. به منظور تجزیهوتحلیل دادهها، جملهها و تعبیرات گفتمانمدار از جملههای غیر گفتمانمدار تفکیک و شمارش شدند. سپس بسامد و درصد مؤلفههای گفتمانمدار و میزان رازگونگی تعیین شد. نتایج پژوهش نشان داد که کودکان به صورت فعال و پویا و صریح بازنمایی شدهاند. آنان در این متون بیشتر تشخصبخشی شدهاند و از بین مؤلفههای تشخصبخشی از مؤلفۀ نامدهی بیشتر برای بازنماییشان استفاده شده است که این مطلب نشانگر توجه به هویت شخصی و فردی کودکان است. همچنین کودکان در این آثار مورد تبعیض جنسیتی قرار نگرفتهاند و بازنمایی و پوشیدگی دختران و پسران تفاوت معناداری با هم نداشتند.