زمینه‌های روی‌آوریِ نویسندگانِ ایرانی به رئالیسمِ جادویی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهیدچمران اهواز

2 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهیدچمران اهواز

3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهیدچمران اهواز

doi
10.30465/copl.2021.6154
چکیده

رئالیسم جادویی (magical realism) شیوۀ روایتی است که از نیمۀ دوم قرن بیستم در آمریکای لاتین و به تبع آن در جهان، گسترش یافت. در این شیوه از نگارش، امر شگفت با امر واقعی چنان با هم درآمیخته می­شود که تفکیک آن­ها از هم غیرممکن می­شود. یکی از مسائل قابل تأمل در باب داستان­های مبتنی بر رئالیسم جادویی، این است که چرا نویسندگان آثاری از این دست، به سمت داستان­های واقع‌گرای جادویی سوق پیدا می­کنند؛ دلایل و انگیزه­های آن­ها برای نگارش داستان­های خود به شیوۀ رئالیسم جادویی چیست؟ به عبارتی داستان­های رئالیسم جادویی در چه فضاهایی بیشتر زمینۀ رشد و گسترش دارند؟ در این پژوهش، سعی شده است با روش تحلیلی‌ـ‌توصیفی، زمینه­های گرایش نویسندگان ایرانی به این سبک از نوشتار بررسی و تحلیل شود. یافته­های این پژوهش نشان می­دهد که فضا و شیوۀ زندگی نویسندگان ایرانی مجال گسترده­ای برای حضور ویژگی­های رئالیسم جادویی در آثار آنان داده است. عواملی مانندتقابل سنت و مدرنیته، بافتار فرهنگی یا شرایط اقلیمی، سیاست‌پردازی، اسطوره‌پردازی، بازنمایی فرهنگ اقلیمی و نوجویی از مهم­ترین  زمینه­های گرایش نویسندگان به رئالیسم جادویی­ بوده‌است.