بررسی رابطه بین فعال‌سازی شناختی و راهبردهای شناختی در یادگیری با نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی و هیجان‌های پیشرفت در دانشجویان

نویسندگان

1 استاد روان‌شناسی تربیتی، گروه روان‌شناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرم‌آباد، ایران

2 دانشجوی دکتری روان‌شناسی تربیتی، گروه روان‌شناسی، دانشگاه لرستان، خرم‌آباد، ایران

3 دانشجوی دکتری روان‌شناسی تربیتی، گروه روان‌شناسی، دانشگاه لرستان، خرم‌آباد، ایران

4 دانشجوی دکتری روان‌شناسی بالینی، گروه روانشناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22084/j.psychogy.2024.29444.2696
چکیده

هدف: در عصر حاضر، یکی از دغدغه‌های اصلی نظام‌های آموزشی دستیابی دانشجویان به یادگیری عمیق و معنادار است. در همین راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین فعال‌سازی شناختی و راهبردهای یادگیری شناختی با نقش میانجی‌گری خودکارآمدی تحصیلی و هیجان‌های پیشرفت انجام شد.روش: پژوهش حاضر از نظر هدف بنیادی و از نظر نحوه گردآوری داده­ها، توصیفی از نوع همبستگی و به‌طور خاص از نوع مدل­یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه لرستان در سال تحصیلی 1402-1401 به تعداد 4439 نفر بود که به‌صورت تصادفی خوشه‌ای مرحله­ای تعداد 400 نفر به‌عنوان حجم نمونه انتخاب شد. در پژوهش حاضر برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه‌های راهبردهای انگیزشی برای یادگیری پینتریچ و همکاران (1991)، فعال‌سازی شناختی فاوث و همکاران (2014)، خودکارآمدی تحصیلی پاتریک و همکاران (1997) و هیجان‌های پیشرفت پکران و همکاران (2005) استفاده شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از روش مدل­یابی معادلات ساختاری و استفاده از نرم­افزارهای Spss-26 و Amos-24 انجام گرفت.یافته‌ها: یافته­های پژوهش حاضر نشان داد که فعال‌سازی شناختی اثر مستقیم و معنی­داری بر راهبردهای شناختی در یادگیری دارد (0.01>P). همچنین، متغیرهای خودکارآمدی تحصیلی و هیجان­های پیشرفت نیز اثر مستقیم و معنی­داری بر راهبردهای شناختی در یادگیری دارند (0.01>P). علاوه بر این، فعال‌سازی شناختی به‌طور غیرمستقیم از طریق خودکارآمدی تحصیلی و هیجان‌های پیشرفت اثر معنی­داری بر راهبردهای شناختی در یادگیری دانشجویان دارد (0.05>P).