طراحی الگوی دانشگاه کارآفرین براساس نظریه داده بنیاد (مطالعه موردی: واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی غرب ایران)
نویسندگان
1 گروه علوم تربیتی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران
2 گروه علوم تربیتی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران.
3 دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی، گروه علوم تربیتی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران.
4 گروه علوم تربیتی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران.
doi
10.29252/mpes.12.2.41چکیده
هدف: هدف از این پژوهش طراحی الگوی دانشگاه کارآفرین برای دانشگاههای آزاد اسلامی غرب ایران بود. این پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل داده بنیاد انجام گرفت.مواد و روشها: جامعه آماری، دانشگاههای آزاد اسلامی غرب کشور بود. تعداد مشارکتکنندگان دوازده نفر از متخصصان دانشگاه کارآفرین بودند که با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. دادههای مورد نیاز به روش مصاحبه نیمهساختاریافته گردآوری شدند. روایی سؤالات با استفاده از نظرات متخصصان حوزه دانشگاه کارآفرین به دست آمد. تجزیه و تحلیل دادهها براساس رهیافت نظاممند نظریه داده بنیاد در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. اعتبار یافتهها به کمک روشهای تطبیق اعضاء و بررسی همکار بهدست آمد. نتایج نشاندهنده بیست و یک مقوله شامل منابع انسانی، پایههای اقتصادی، سیاستهای سازمانی، ساختار سازمانی، فرهنگ سازمانی، آموزش و پژوهش کارآفرینانه، استراتژی دانشگاه، نگرش سازمانی کارآفرینانه، جو سازمانی کارآفرینانه، ریسکپذیری، تغییر ماهیت آموزش عالی، اعتبار و جایگاه دانشگاه، تهیه سند کارآفرینی، بهبود محیط کسب و کار، ارتباط دانشگاه با جامعه، مواضع قانونی، اکوسیستمهای کارآفرینی، سیاسیکاری، بینالمللی شدن دانشگاه، رضایت ذینفعان و تجاریسازی دانشگاه بود که در شش طبقه اصلی شامل شرایط علی، پدیده محوری، عوامل زمینهای، شرایط مداخلهگر، راهبردها و پیامدها در قالب مدل پارادایمی قرار گرفت.بحث و نتیجهگیری: نتایج کدگذاری مصاحبهها و تجزیه و تحلیل یافتههای بخش کیفی نشان داد که دو مؤلفه منابع انسانی شایسته و پایههای اقتصادی از شرایط علی و به وجود آورنده دانشگاه کارآفرین هستند. سیاستهای سازمانی کارآفرینانه ازجمله اصلاح سیاستهای بالادستی و قوانین وزارت علوم؛ ساختار سازمانی کارآفرینانه، فرهنگ سازمانی کارآفرینانه و اجرای سیاستهای آموزشی و پژوهشی مشتریگرا و کارآفرینانه مهمترین ویژگیها و مؤلفههای دانشگاه کارآفرین بودند. همچنین شرایط زمینهای که بر مؤلفههای دانشگاه کارآفرین تأثیر میگذارد عبارتاند از استراتژی دانشگاه، جو سازمانی کارآفرینانه، نگرش کارآفرینانه، ریسکپذیری، تغییر ماهیت آموزش عالی و انتظار جامعه، دولت و صنعت از دانشگاه برای رفع نیازهایشان، که آموزش عالی را متحول نموده و سبب شده تا دانشگاهها به سمت کارآفرین شدن و پاسخگویی به خواستههای مشتریانشان هدایت شوند. ششمین عامل زمینهساز دانشگاه کارآفرین، خوشنامی دانشگاه است؛ که بر ذینفعان و مشتریان تأثیر گذاشته و آنها را به سرمایهگذاری در دانشگاه و مشارکت با آن ترغیب میکند. عوامل مداخلهگر که میتوانند سرعت بخش یا مانع تبدیل یک دانشگاه سنتی به دانشگاه کارآفرین شوند و تا حدودی در کنترل دانشگاه نیستند؛ عبارت بودند از مواضع قانونی و حقوقی، اکوسیستمهای کارآفرینی اعم از اکوسیستمهای در اختیار دانشگاه و اکوسیستمهای خارج از اختیار دانشگاه، سیاسی گری و انواع لابیها که در بیشتر امور زندگی ما دخالت داشته و دانشگاهها نیز مشمول این مهم هستند. یکی از راهبردهای دستیابی به دانشگاه کارآفرین وجود و اجرای چشمانداز و سند کارآفرینی دانشگاه است که بهمنزله کانال عبور و چراغ راه است. بهبود محیط کسب و کار و ارتباط دانشگاه با جامعه اطراف خود ازجمله کارآفرینان و ارتباط با دانشگاههای کارآفرین جهان و منطقه و الگوگیری از آنها یکی دیگر از راهبردهای اثرگذار در ایجاد دانشگاه کارآفرین است. در نهایت بینالمللی شدن دانشگاه، رضایت ذینفعان و تجاریسازی دانش در قالب شرکتهای دانشبنیان، پارکهای علم و فناوری، ایجاد کسب و کارهای زایشی از پیامدهای دانشگاه کارآفرین بودند. بر این اساس پیشنهاد میشود: وزارت علوم افرادی را به مدیریت دانشگاهها منصوب کند که کارآفرین باشند یا به سیاستهای کارآفرینی دولت و دانشگاهها پایبند باشند. کارآفرینی در ارزشیابی و ارتقای علمی و اداری اساتید نقش داشته باشد. دانشگاهها از طریق مراکز رشد، پارکهای علم و دفاتر ارتباط با صنعت ارتباط بیشتری با بخش صنعت داشته باشند.