واکاوی تحلیلی - انتقادی تربیت اخلاقی یورگن هابرماس
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات ،تهران، ایران.
2 استاد گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
3 دانشیار گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی دانشگاه الزهرا(س)، تهران، ایران.
doi
10.29252/mpes.12.2.75چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر تحلیل و نقد تربیت اخلاقی هابرماس و بررسی چرایی و چگونگی کاربرد آن در نظام آموزشی ایران با استفاده از دو روش توصیفی و تحلیلی است.مواد و روشها: برای نائل شدن به پاسخ هر کدام از پرسشهای پژوهش باید روشی متناسب با اقتضائات هر پرسش و پاسخ را به کار گرفت. از این رو، در این مطالعه روشهای توصیفی - تحلیلی به کار گرفته شدهاند. از روشهایی که در این پژوهش برای پاسخگویی به پرسش اول – بررسی مبانی تربیت اخلاقی هابرماس با تمرکز بر نظریه کنش ارتباطی -و پرسش دوم- بررسی انتقادهای وارد بر تربیت اخلاقی هابرماس- مورد استفاده قرار میگیرد، روش توصیفی است. در حقیقت ابتدا مؤلفههای اخلاقی هابرماس را توصیف کردهایم، سپس در پاسخ به سوال سوم – چرایی و چگونگی کاربرد آراء تربیت اخلاقی هابرماس در نظام آموزشی ایران-از روش تحلیلی بهره گرفتهایم. بدینصورت که دلالتهای تربیتی نظریه هابرماس را در نظام آموزشی ایران تحلیل کردهایم. منابعی که در این پژوهش مورد استفاده قرار میگیرند عبارتاند از آثار هابرماس که منابع اولیه محسوب میشوند و آثار، اسناد و پژوهشهای دیگران در این زمینه که منابع ثانویه به شمار میآیند.بحث و نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان داد که هابرماس متعلق به مکتب انتقادی بوده استو غایت تربیت اخلاقی را رهایی بخشی میداند. تأکید هابرماس بر عقلانیت ارتباطی و اخلاق گفتگویی در نظریه کنش ارتباطی، در سطح فردی رشد و شکوفایی خرد مبتنی بر ارتباط متقابل هنجاری (عقل ارتباطی) و در سطح اجتماعی دستیابی به تفاهم مبتنی بر کنشهای اخلاقی را بهعنوان اهداف تربیت اخلاقی مطرح میسازد.گرچه نقدهای بسیاری بر نظریه تربیت اخلاقی مبتنی بر کنش ارتباطی هابرماس وارد است اما دیدگاه وی با توجه به مقولههایی از قبیل نقد، تغییر، گفتگو و رهایی، پرهیز از خشونت و غیره میتواند حاوی پیامها و نکات بسیاری در نظام آموزشی ایران باشد. بهعنوان نمونه میتوان به موارد ذیل اشاره کرد: توجه به توانش زبانی و مفاهمه، نهادینه کردن روحیه تساهل و مدارا نسبت به دیگری، مشارکت دادن دیدگاههای رقیب بهطور هم زمان در گفتگو و نهادینه کردن استدلال عقلانی و اخلاق گفتگویی از طریق سیستم مدیریتی در مدرسه و کلاس.