بررسی و تحلیل رمان «رهش» با توجه به دیدگاه آلن دوباتن (اضطراب موقعیت)

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور (نماینده ی تحصیلات تکمیلی دانشگاه پیام نور )

doi
10.30465/copl.2021.6156
چکیده

ادبیات داستانی و رمان با توجه به اقتضائات زندگی در عصر جدید سعی می­کند همپای نظریه­های فلسفی، روان­شناسی و جامعه­شناسی تصویری روشن از دنیای مدرن عرضه و مسائل حاصل تجربه زیستۀ انسانی را با همۀ لوازم و لواحق آن تصویرسازی و تبیین کند. در این میان برخی از رمان­ها به دلیل قرابت نویسندگان با نظریه­های جامعه­شناختی و فلسفی و میدان تولید متن در دوره­ای خاص، نُماینده و تصویرگر علل و عوامل رنج­های بشری و اضطراب­های وجودی و موقعیتی هستند. رضا امیرخانی یکی از این نویسندگان معاصر است که تقریباً در تمام آثار داستانی­اش (از ارمیا تا ره­ش) از وضعیت و موقعیت ناهنجار انسان مدرن سخن می­گوید. او در مجموعه داستان­ها به ویژه «ره­ش» یکی از مهم­ترین عواطف بشری یعنی اضطراب آن­هم نوع خاصی از آن به نام «اضطراب موقعیت» را در چهرۀ شخصیت­هایی همچون علا، فرازنده و... به صورت روشن و پررنگ بازنمایی کرده است. با عنایت به اهمیت مسألۀ «اضطراب موقعیت» به عنوان یکی از مضامین پررنگ آخرین رمان امیرخانی و مسألۀ شهر و شهرسازی به مثابۀ بستر و مجرای این نوع از اضطراب، خوانش و نقد این رمان از این منظر اهمیت دارد. در این مقاله، نویسنده با روش تحلیلی- انتقادی و با توجه به مبانی و چارچوب «اضطراب موقعیت» از دید «آلن دو باتن» و مجموعه اضطراب­های بشری از دید «پل تیلیش»، رمان «ره­ش» را به عنوان یکی از رمان­های پرمخاطب ایرانی تحلیل و نقد می­کند. تحلیل حاضر نشان می­دهد این رمان نمود و نماد کامل اضطرابِ موقعیت انسان ایرانی معاصر است و با توجه به علل و عواملی که «دوباتن» به  عنوان علت العلل اضطراب­های بشری یاد می­کند؛ قابل تأمل و تحلیل است.