گفتمان ناتورالیستی در داستان: بررسی سبکی زبان شخصیتهای فرودست در یک رمان و دو مجموعهداستان از صادق چوبک
نویسندگان
1 دانشیار زبانشناسی دانشکدة هنرهای نمایشی دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات انگلیسی دانشکدۀ زبانها و ادبیات خارجی دانشگاه تهران
doi
10.30465/copl.2021.6158چکیده
مطالعۀ لایههای پنهان و درونی زبان میتواند تصویر شفاف و واقعگرایانهای از جهان شخصیتها، گفتار و کنشهای آنان در متون ادبی بهدست دهد. با بررسی زبانشناختی متون ناتورالیستی میتوان به ارتباط تنگاتنگ زندگی ناتورالیستی شخصیتها با ساختار و کارکردهای زبانی که با آن تکلم میکنند، پی برد. آنچه در گفتار شخصیتهای یک اثر ناتورالیستی شاخص به نظر میرسد تقابل زبان شخصیتهای باسواد و بیسواد است. شخصیتها در اینگونه آثار به دلیل محرومیتهای اقتصادی و اجتماعی از تحصیل محروماند و این بیسوادی در زبان محاوره و گفتارمحور آنها پدیدار است. صادق چوبک داستاننویس معاصر ایرانی که بهعنوان داستاننویس ناتورالیست شناخته شدهاست، در آثارش به زندگی دردآلود، پر فلاکت، و همزمان سرشار از ناآگاهی و جهل انسانهایی میپردازد که در تأمین نیازهای اولیۀ حیاتی خود درماندهاند. در این مقاله، نخست الگوهایی که محمد محمود در رسالهای، برای زبان ناتورالیستی ارائه دادهاست معرفی میشود، سپس با تمرکز بر رمان سنگ صبور و مجموعهداستانهای انتری که لوطیاش مرده بود و خیمهشب بازی به مطالعۀ زبان این آثار و میزان تطابق آنها با این الگوها پرداخته میشود. نتیجه این مطالعه روشنگر این امر است که تقابل باسواد و بیسواد به شکلگیری تقابل زبانی نوشتارمحور و گفتارمحور دامن میزند. غلبه زبان گفتارمحور و شفاهی در کلام شخصیتهای فرودست چوبک میتواند کارکرد ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مسلط بر آنان را بازتابدهد.