دیدگاه کل‌گرا به رابطه انسان و فضای معماری با تاکید بر فراروانشناسی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری معماری دانشکده هنر و معماری دانشگاه یزد، یزد، ایران

2 دانشیار گروه معماری دانشکده هنر و معماری دانشگاه یزد، یزد، ایران

doi
10.29252/ahdc.2021.17180.1591
چکیده

هر چند روانشناسی محیطی معماران را به درک بهتری از تعاملات انسان و محیط رهنمون گردید، اما مطالعه این تعاملات تا به امروز بیشتر محدود به تاثیرات مادی و با مفروضات علوم تقلیل گرای مادی بوده است. این سطح از تقلیل‌گرایی می‌تواند موجبات عدم درک درست تعاملات، و در نتیجه نادیده انگاشتن برخی از مولفه‌های تاثیرگذار مکان بر رابطه ادراکی انسان و فضای معماری شود. از این رو می‌توان گفت آشنایی معماران با مدلهای رفتاری نوین از جمله مدلهای پیشنهادی فراروانشناسی، و فراتر چارچوب مادیگرایی، می‌تواند به درک بهتر رابطه استعلایی انسان و فضای معماری بیانجامد. بنابراین مقدمات پرسش‌های این پژوهش از این قرارند: ۱- مولفه های کلیدی تعاملات انسان و فضای معماری از دید فراروانشناسی کدامند؟ ۲- دیدگاه مبتنی بر مفاهیم فراروانشناسی چگونه می‌تواند مکمل دیدگاه روانشناسی محیطی باشد؟ روش مورد استفاده در این پژوهش استدلالی-منطقی است، و به دلیل ماهیت نظری و بنیادی پژوهش بیشتر تمرکز بر منابع کتابخانه‌ای و ادبیات موضوع در حوزه‌های معماری، روانشناسی محیطی و فراروانشناسی بوده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که میدانهای حافظه، انرژی مکان، آگاهی فعال و فرم مهمترین مفاهیم کلیدی در درک بهتر رابطه استعلایی انسان و محیط از دیدگاه فراروانشناسی هستند، و تعاملات میدانی آنها با ادراک انسانی می‌تواند بر پایه یک میدان زیرساخت تعریف شود، و بر اساس مکانیزم رزونانس زمینه تبادل انرژی یا اطلاعات را فراهم آورد، و شامل همبستگی‌هایی باشد که بستگی به فاصله فیزیکی یا زمان ندارند. بر اساس مدل‌های مفهومی تعاملات میدان ادراکی انسانی با میدان‌های حاضر در مکان می‌توان برخی باورهای سنتی درباره حرمت و شان مینوی مکان‌های مقدس، و نیز برخی کیفیات محیط‌های شفابخش را توجیه نمود. نگارندگان با ارائه دو مدل مفهومی از تعاملات میدانی مذکور، تفسیری کل‌گرا از رابطه استعلایی انسان و محیط را بر پایه فراروانشناسی ارائه می‌نمایند.