نظام آموزش و پرورش و خلاء ده ساله یک الگوی عملیاتی برای ارزیابی عملکرد مدارس هیات امنایی کشور از منظر سیستم مدیریت مدرسهمحور
نویسندگان
1 استاد علوم تربیتی دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
2 استادیار گروه مدیریت آمورشی، واحد اسلامشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اسلامشهر، ایران.
doi
10.29252/mpes.12.1.101چکیده
هدف: امروزه، تغییرات تکنولوژیکی، تأثیر به سزایی بر تمامی اجزای تشکیلدهنده ساختار آموزشی بر جای نهاده است.، بهگونهای که آموزش و پرورش را ناگزیر از اتخاذ سیاستهای جدید، ازجمله اجرای سیستم مدرسه محوری در مدارس هیأت امنایی کرده است، که بهعنوان ضرورتی اجتنابناپذیر در نظام آموزشی مطرح است که اجرای کامل و عاجل آن در نظام آموزشی سبب برونرفت از مشکلات کنونی آموزشی خواهد بود. پژوهش حاضر با هدف، ارائه یک الگوی عملیاتی برای ارزیابی عملکرد مدارس هیأت امنایی کشور با توجه به خلاء ده ساله در نظام آموزش و پرورش کشورمان از منظر سیستم مدیریت مدرسهمحور انجام شد.مواد و روشها: محقق از لحاظ کیفی موضوع پژوهش را با استفاده از رویکرد داده بنیادی بهمنظور شناسایی شاخصها و مؤلفههای سیستم مدیریت مدرسهمحور جهت ارزیابی عملکرد مدارس هیأت امنایی کشور مورد بررسی قرار داده است. جامعه آماری این پژوهش شامل فهرستی 20 نفره از سیاستگذاران و برنامهریزان وزارت آموزش و پرورش بهویژه سازمان مشارکتهای مردمی، اعضاء هیأت علمی دانشگاههای معتبر و مدیران و معلمان مدارس هیأت امنایی بوده است که در نهایت از میان این افراد، 12 نفر تحت عنوان اعضای کمیته دلفی برای انجام مصاحبه پاسخ مثبت دادند و مصاحبه با آنان آغاز شد. در این پژوهش از مصاحبه نیمه سازمان یافته استفاده گردید.بحث و نتیجهگیری: براساس نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادههای کیفی حاصل از مصاحبهها با مشارکتکنندگان در پژوهش (اعضاء کمیته دلفی)، کدگذاری باز، محوری، گزینشی و همچنین تحلیل محتوای متن مصاحبهها و در عین حال مطابقت آنها با مبانی نظری، مقولهها، عوامل اصلی و فرعی سیستم مدیریت مدرسهمحور مؤثر در ارزیابی عملکرد مدارس هیأت امنایی، 12 مقوله و عامل اصلی به ترتیب مشارکت، تعهد سازمانی، انعطافپذیری، تفویض اختیار، استقلال، پاسخگویی، مسئولیتپذیری، تمرکززدایی، رسالت، توانمندسازی، ساختار مجدد، و فرهنگ سازمانی و 38 عامل فرعی مورد شناسایی قرار گرفتند. مجموع نتایج نشان داد که پیادهسازی و اجرای سیستم مدیریت مدرسه برای ارزیابی عملکرد مدارس هیأت امنایی کشور در حد متوسط میباشد. مدل حاصل از این پژوهش، ابزاری را مهیا میسازد که میتواند بهطور عملی و ملموس به ارزیابی عملکرد مدارس هیأت امنایی در حیطه ویژگیهای اختصاصی و فرعی مدل جهانی مدیریت مدرسهمحور پرداخته و شتاب به سمت عدم تمرکززدایی را سرعت ببخشد. لازم است آموزش و پرورش در یک برنامهریزی بلندمدت (حداقل پنج ساله) ضمن فراهم کردن زمینههای لازم و مد نظر قرار دادن الگوی پژوهش حاضر، به تدریج نسبت به استقرار سیستم مدیریت مدرسهمحوری در مدارس هیأت امنایی اقدام نمایند.