بهـــــــیافت؛ از مشق تا مکتب
نویسندگان
1 استادیار دانشکده هنر و معماری، دانشگاه یزد، یزد، ایران
2 دانشجوی دکتری معماری، دانشگاه یزد، یزد، ایران
doi
10.29252/ahdc.2021.16272.1520چکیده
در این مقاله "بهیافت" در مرحله اول بهعنوان یک فعل معرفی میشود که به دلیل دستگاه فکری توحیدی حاکم برآن با موارد مشابه مانند بازیافت و آپسایکل تفاوت داشته و به معنای نوعی از کشف استعداد مکتوم نعمتها و کاربست آنها است. "بهیافت" را میتوان در ترادف با اصطلاحات اصیلی همچون "عمل آوردن" ، کیمیاگری و تبدیل محدودیت به امکان دانست که جزو دایره اصطلاحات پرکاربرد تمدن های واقع شده در اقلیمهای سخت مانند اقلیم گرم و خشک ناحیه حاشیه کویر مرکزی ایران به شمار میروند. بهواسطه عمل بهیافت با رجوع به مواد و مصالح، اشیا و وسایل بلااستفاده، چیزهایی با ارزشتر تولید میشود. به این تعبیر، هر عملی که به حفاظت و تحول ارزش چیزی بیانجامد گونهای از بهیافت خواهد بود و میتواند در مقیاسی وسیع تر، دستمایهای برای تعریف مجدد فعل معماری (به معنای آبادانی) باشد. این مقاله در مرحله دوم به تعریف مکتب بهیافت میپردازد که یکی از مبانی نظری تمدن معماری ایرانی و سنتِ ساختن بوده و ریشة ناپیدای بهوجودآمدن بسیاری از وجوه پیدای این تمدن قابل تشخیص است. به نظر میرسد مکتب بهیافت میتواند بهعنوان یک فلسفه پشتیبان، بسیاری از امور مرتبط با زیستن را متحول سازد. این مقاله از نوع تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و با اتکا بر روش استدلال منطقی بر پایه تعاریف اولیه از مفهوم بهیافت، و مراجعه به منابع و دادههای کتابخانهای و میدانی به راهبرد ارائه مدل عملیاتی میانجامد. تحقیق حاضر مشق بهیافت را بهعنوان روشی برای بازرویش و احیای مکتب بهیافت معرفی مینماید که به معنی انجام روشمند عمل بهیافت بوده و شامل سه مرتبه "بنیافت"، "بهیافت" و "دریافت" میباشد. تعاملی دوسویه بین مشق و مکتب برقرار است که به دلیل قوهی نامیه مشق بهیافت، به بالندگی ساحت نظری مکتب بهیافت میانجامد. در نهایت، مقاله حاضر طرح منظومه مشق را برای کارگاههای مشق بهیافت ارائه میدهد.