سیر تحوّل «نقش زن» در داستانپردازی هوشنگ گلشیری: یک شاخصة سبکی و فکری
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه کردستان
doi
10.30465/copl.2019.4413چکیده
مسألة زن، و نقشها و موقعیتهای فردی و اجتماعی او و بایدها و نبایدهای مربوط بدان، از موضوعات و مؤلفههای مهم در ادبیات داستانیِ معاصر است و با توجه به مؤلفههایی چون زمینه و بطن فرهنگی و اجتماعی داستانها، موازین و مؤلفههای حاکم بر مکتبها و جریانهای داستاننویسی، و نوع نگاه و تجربههای فکری و اجتماعیِ هر نویسنده، نقش و هویت زن در داستانها شکلهای مختلفی میتواند داشته باشد، چنانکه از شاخصههای مهمّ سبکی و گفتمانی در داستاننویسی است. از این روی، مطالعة سیر تحوّل نقش و هویت زن در داستانپردازی معاصر، مؤلفة درونمتنیِ مهم و قابل اعتمادی برای بررسی سیر (و چگونگی) تحولِ داستان معاصر است. از این میان، مطالعة نقش زن در داستانهای هوشنگ گلشیری با توجه به جایگاه مهم و اثرگذار او در داستان معاصر، از اهمیت خاصّی برخوردار است و شاخصة سبکی و فکریِ قابل اتکایی برای بررسی سیر داستاننویسی گلشیری است. در این مقاله پس از بررسی سیر تحوّل نقش زن در داستانپردازی گلشیری، برآنیم تا «سیر تحوّل نقش زن و میزان نمود فردیت زن» در داستانهای گلشیری را بهعنوان شاخصهای قابل اتکا و درونمتنی در بررسی و تحلیل سیر داستانپردازی گلشیری بهکار بگیریم. نتایج تحقیق بیانگر تحوّل معنادار نقش و هویت زن در سیر داستاننویسی گلشیری است، چنانکه مبنای قابل اتکایی برای دورهبندی داستانهای اوست و از سوی دیگر، تقابلهای درونساختی و رواییِ خاصّی را نشان میدهد که بهشکل معناداری برآیند تقابلهای موجود در مدرنیتة ایرانی در ارتباط با نقشها و هویتهای زنان است.