تحلیلی بر شاخصهای شهر دوستدار کودک با تأکید بر فضاهای آموزشی (مطالعۀ موردی: دبیرستانهای متوسطۀ دوم شهر اسلام آباد غرب)
نویسندگان
1 پژوهشگر پسادکترای جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
2 مدیر پژوهشسرای دانشآموزی، مرکز آموزش و پرورش شهرستان اسلام آبادغرب، اسلامآبادغرب، ایران
3 پژوهشگر پسادکترای جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه شهید چمران اهواز، اسلامآبادغرب، ایران
doi
10.22067/social.2025.92970.1627چکیده
هدف از پژوهش حاضر، بررسی شاخصهای شهر دوستدار کودک با تأکید بر فضاهای آموزشی در دبیرستانهای متوسطه دوم شهر اسلامآباد غرب با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) است. پژوهش حاضر با جامعۀ آماری حدود 4588 نفر از دانشآموزان دختر و پسر از 27 دبیرستان متوسطه دوم شهر اسلامآباد غرب نمونهای ۳00 نفری را با استفاده از فرمول کوکران انتخاب و بررسی کرده است. ابزار پژوهش، پرسشنامهای محققساخته با روایی محتوایی (صوری) و سازهای تأییدشده و پایایی ترکیبی قابل قبول بود. دادهها با روشهای تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری توسط نرمافزارهای SPSS و Smart PLS تحلیل شدند. مدلسازی معادلات ساختاری نشان میدهد که بین شاخصهای شهر دوستدار کودک، رابطهای قوی و معنادار وجود دارد، بهطوری که دادهها بهخوبی با مدل مفهومی پژوهش منطبق هستند و مدل از برازندگی لازم برخوردار است. این امر، اعتبار و پایایی نتایج را تأیید میکند. در این میان، شاخص «محیط آموزشی» با امتیاز 159/17، قویترین رابطه را با شاخص شهر دوستدار کودک در دبیرستانهای متوسطه دوم اسلامآباد غرب دارد. پس از آن، شاخصهای «محیط کالبدی» با امتیاز 515/15، «محیط اجتماعی» با امتیاز 837/12 و «محیط روانشناختی» با امتیاز 952/8 قرار دارند که نشاندهندۀ تأثیر این شاخصها بر مدارس دوستدار کودک در دبیرستانهای متوسطه دوم اسلامآباد غرب است. بهطور کلی نتایج نشان داد که محیط آموزشی دارای بیشترین تأثیر بوده و محیط روانشناختی کمترین تأثیر را داشته است.