مداخلات پیشین و نوین در میراث معماری؛ تبیین رویکردهای ارزشی در یک سیر تاریخی از 1309 تا 1355 ه.ش
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مرمت اشیاء، دانشکده مرمت و حفاظت، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران.
2 دانشیار گروه مرمت ، دانشکده مرمت و حفاظت، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.29252/ahdc.2021.15593.1460چکیده
با موضوعیت یافتنِ بحث میراث فرهنگی پس از وقوع انقلاب مشروطه و بهدنبال آن شکلگیری انجمن آثار ملی در اوایل سده معاصر، همچنین تصویب مجموعهای از اصول در قانون عتیقات سال 1309 ش؛ زمینههای بیشتری برای حفاظت آثار تاریخی ایجاد شد. پس از تاسیس اداره عتیقات، تعمیر بناهای تاریخی در مرکز کشور به این اداره و در دیگر نقاط به دوایر باستانشناسی در شعبات معارف واگذار شد. سپس از میانه دهه 1340 ه.ش و تاسیس سازمان ملی حفاظت آثار باستانی، بستری برای ورود مقولاتی نو به حیطه حفاظت و مرمت میراث معماری ایجاد شد، که الزامات نظری جدیدی را بههمراه داشت. پژوهش در بادی امر، این پرسش را تتبع میکند که آگاهیهای ایجادشده با فعالیتهای انجمن آثار ملی و قانون عتیقات، چه دیدگاههای ارزشی یا بایستههای نظری را در تعمیرات اداره عتیقات بهدنبال داشت. سپس در پی فهم چرخشهای رخداده در دیدگاههای ارزشی با پیوستن به جریانهای جدید حفاظت و مرمت، مواجهاتِ رویداده میان رویههای پیشین و مداخلات نوین نیز، جستجو خواهد شد. پژوهش که رویکردی کیفی و تفسیرگرا دارد، پس از تجزیه و تحلیل محتوایی دادههای بهدست آمده از گزارشها و منابع تاریخی، به تشریح مباحث میپردازد و سپس با استدلال منطقی، نتایج تبیین میشوند. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که در تعمیرات اداره عتیقات همچنان میتوان شاهد رویکردهای بنیان یافتهای از سنتِ تعمیرات پیشین، با توجه به بقای حیات اثر در زندگی اجتماعی بود. با اینحال گونههای ارزشی تعمیرات اداره عتیقات را میتوان در قالب رویکردهای برآمده از سنت، رویکردهای التقاطی و رویکردهای ارزشیِ نو؛ مطرح کرد. بنمایههای ارزشی در اقدامات سازمان ملی حفاظت آثار باستانی، از توجه به ماهیت تاریخی و زیباییشناختیِ میراث معماری سهم زیادی میگرفت. با این وجود رویکردهای ارزشی گروههای داخلی، علیرغم التفات به این مقولات، گرایشات فرهنگی و کارکردمحورانهای را نیز در برداشتند.سرانجام میتوان به مواجهاتی مبتنی بر تباین در دیدگاههای زیباشناسانه، اختلاف دیدگاه در چگونگی و میزانِ مداخله، انطباق با روشهای بومی یا ذوق و سلیقه ایرانی، و حتی تشابه با برخی رویههای پیشین نسبت به مرمت سبکی اشاره کرد که غالبا برخاسته از تفاوتهای فرهنگی جوامع در فهم و نگرش نسبت به میراث معماری بود.