مطالعۀ عوامل خانوادگی مؤثر بر گرایش به کج‌روی اجتماعی:مروری بر داده‌های ثانویه 1380 الی 1404

نویسندگان

1 دانشیار گروه جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران

2 استادیار گروه علوم اجتماعی، دانشگاه پیام‌نور، تهران، ایران

doi
10.22067/social.2025.92242.1613
چکیده

خانواده به‌عنوان نخستین و مهم‌ترین نهاد جامعه‌پذیری عامل و مانع کج‌روی اجتماعی است. هدف اصلی تحقیق شناسایی عوامل خانوادگی مؤثر بر گرایش به کج‌روی اجتماعی با مرور سیستماتیک داده‌های ثانویه بازه زمانی 1380 تا 1404 است. روش پژوهش، فراتحلیل کمّی است که با استخراج 59 مطالعه معتبر فارسی‌زبان از پایگاه‌های علمی جهاد دانشگاهی، نورمگز، مگیران و بانک اطلاعات نشریات کشور و با به‌کارگیری نرم‌افزار آن CMA2و آزمون فیشر و کوهن، داده‌ها را تحلیل نموده است. یافته‌های پژوهش نشان داد که چندین عامل اجتماعی (اعتماد خانوادگی، پذیرش و حمایت اجتماعی، خانوادۀ ازهم‌گسیخته، انسجام خانوادگی و کنترل اجتماعی)؛ روانی (عزت‌نفس، بحران هویت، انزوای اجتماعی و بحران عاطفی خانواده)؛ فرهنگی (تعلق مذهبی، سرمایۀ فرهنگی، سبک تربیتی آشفته و شکاف نسلی)؛ اقتصادی (سرمایۀ اقتصادی خانواده، محرومیت نسبی-مالی و مشارکت اقتصادی خانواده) و عامل زمینه‌ای (بعد خانوار، سن، طبقۀ اجتماعی و تحصیلات) در گرایش به کج‌روی اجتماعی مؤثر بوده‌اند. براساس یافته‌ها؛ طراحی و اجرای کمپین‌های ملی آگاه‌سازی برای ترویج سبک فرزندپروری قاطع و همراه با محبت و آموزش مهارت‌های ارتباطی و حل تعارض در زوج‌ها و والدین؛ تقویت سرمایۀ اجتماعی در سطح محلات از طریق ایجاد و حمایت از نهادهای محلی، تشکل‌های غیردولتی و برنامه‌های محله‌محور؛ ایجاد سامانۀ یکپارچه غربالگری و مداخلۀ بهنگام در مدارس و پایگاه‌های سلامت اجتماعی محلات برای شناسایی زودهنگام نوجوانان در معرض خطر (با تمرکز بر شاخص‌هایی مانند خانوادۀ ازهم‌گسیخته، بحران عاطفی و محرومیت نسبی) و ارجاع آنان به خدمات مشاوره‌ای، روان‌درمانی و حمایت‌های اجتماعی از سازوکارهای پیشگیرانه کج‌روی در جامعه ایرانی است. درنهایت این پژوهش نشان می‌دهد که مقابله با کج‌روی اجتماعی مستلزم عبور از نگاه تک‌ساحتی و اتخاذ یک الگوی جامع، چندبعدی و یکپارچه است که هم‌زمان بر تقویت عوامل محافظتی (انسجام نهاد خانواده، کنترل اجتماعی، سرمایۀ جمعی، حفظ سنت و هنجارهای فرهنگی، ارتقای عزت‌نفس، هویت‌یابی و تحصیلات) و تضعیف عوامل خطر (بیکاری پایدار، محرومیت نسبی، سبک تربیتی آشفته، کاهش بیگانگی اجتماعی-فاصله ارزشی-نسلی) در درون نهاد خانواده متمرکز باشد.