تحلیل گفتمان انتقادی مفهوم «قدرت» در دفتر اوّل رمان روزگار سپری شدۀ مردم سالخورده (اقلیم باد) براساس الگوی گفتمانی نورمن فرکلاف
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان وادبیات فارسی،دانشگاه حکیم سبزواری،سبزوار،ایران
2 استادیار دانشگاه حکیم سبزواری - سبزوار - ایران
3 دانشیار گروه زبان وادبیات فارسی ،دانشگاه حکیم سبزواری،سبزوار،ایران
4 دانشیارزبان وادبیات فرانسه دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار،ایران
doi
10.30465/copl.2019.4424چکیده
شمار بسیاری از رمانهای فارسی معاصر، با مفاهیم اجتماعی و سیاسی جامعه پیوند یافته و دغدغههای مردمی و خویشکاری ادبی خالقان اثر را در سطوح روساخت و ژرفساخت بازنمایی کردهاند. محمود دولتآبادی در دفتر اوّل رمان روزگار سپریشدۀ مردم سالخورده (اقلیم باد) از ابزارهای ادبی برای پرداختن به مسایل اجتماعی و سیاسی استفاده کرده و گفتمان «قدرت» را به چالش کشیده است. خوانش اقلیم باد بر پایة تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف، در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین، نشان میدهد که نظام ارتباطی شخصیتها بر اساس سلسلهمراتب قدرت در نهاد خانواده و جامعه شکل گرفته است و شکاف طبقاتی میان دو سویۀ قدرت (کنشگر، ستمپذیر) وجود دارد. باورهای فمینیستی، مبانی رئالیسم انتقادی- اجتماعی و ناتورالیسم بر گفتمان قدرت در لایههای جنسیتی، خانوادگی و اجتماعی مؤثر است و نظام گفتمان غالبِ ارباب- رعیتی، فرهنگ مردسالار، فقر و بدبختی که زاییدۀ هژمونی قدرت هستند، در این رمان وجود دارد. پرسش اساسی این تحقیق که اطلاعات آن به روش کتابخانهای گردآوری و تحلیل دادهها به روش کیفی انجام شده، این است که درخوانش دفتر اقلیم باد ازرمان روزگار سپریشدۀ مردم سالخورده، بر اساس تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف، در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین، چه تحلیل و دریافتی میتوان از مناسبات قدرت در لایههای زیرین به دست داد و در این رمان، سلسلهمراتب قدرت در نهاد خانواده و جامعه چگونه شکل گرفته است وبرگفتمان رایج سیاسی، فرهنگی و اجتماعی چه تأثیراتی دارد؟