واکاوی نسبت میان موجودیت و روایت زمانی (مطالعۀ موردی: داستانهای ابوتراب خسروی)
نویسندگان
1 دانشکده هنر و معماری، دانشگاه شیراز،شیراز
2 گروه هنر، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه شیراز
3 گروه هنر، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه شیراز، شهر شیراز
doi
10.30465/copl.2022.23973.2873چکیده
در بحث از ادبیات داستانی، موجودیت و هویت شخصیتها در بستر روایت زمانی است که پیکربندی مییابد؛ به این معنا که به دست آوردن شناختی معتبر از یکی مستلزم شناخت دیگری نیز هست. در این پژوهش تلاش بر این است تا از طریق شناخت استراتژیِ نوشتاری ابوتراب خسروی برای شکلدهی به زمان رواییِ داستانها، به فهمی کیفی از هویت و موجودیت پرسوناژها و کنشهای آنها به طور خاص و نظم موجود در روابط اجزاء به طور عام دست یابیم. این هدف با استفاده از گزیده ای از داستانهای وی که در دو مجموعهی دیوان سومنات و کتاب ویران به چاپ رسیده محقق خواهد شد. روش مورد استفاده تحلیل روایت است که به روابط علی و معلولی اجزا به دور از اتفاقات تصادفی میپردازد. در بخش تحلیل، چهار تقسیم بندی از حیث ارتباط زمان و موجودیت شکل گرفته است: 1-موجودیتِ زمانمند وابسته به جهان خارج، 2-موجودیت زمانمندِ یگانه در عین استحاله در نقاب، 3- سیر تکامل عینیِ وجود، در زمانِ ثابت شده، 4-موجودیت پیش و پس از خلقت در بستر نوسانات زمانی؛ و در نهایت این مقوله استنتاج شد که موجودیت اشخاص در ارتباط مستقیم با زمانمندی آنهاست که شاکله مییابد.