پژوهشی تطبیقی از ارتباط تنظیم حکومتی دین و دینداری در جوامع اسلامی

نویسندگان

1 دانشیار جامعه‌شناسی، پژوهشکدۀ امام خمینی و انقلاب اسلامی، تهران، ایران

doi
10.22067/social.2025.85730.1461
چکیده

تنظیم حکومتی دین را می‌توان به آن بخش از قوانین، مقررات، سیاست‌ها و اقدامات اداری-اجرایی حکومت‌ها اطلاق نمود که فعالیت‌های افراد،گروه‌ها و سازمان‌های مذهبی را محدود، هدایت، اداره و کنترل می‌نماید. این نوع تنظیم مربوط به سیاست‌ها یا اقدامات کارگزاران حکومتی در مدیریت و ادارۀ زندگی مذهبی شهروندان به‌عنوان بخشی از خدمات ارائه‌شده در جهت حکمرانی خوب و تضمین پیروی از قوانین و مقرراتی است که به‌منظور دستیابی به فعالیت‌های مطلوب در یک جامعه براساس ارزش‌های مورد قبول حکومت انجام می‌شوند. چگونگی ارتباط بین تنظیم حکومتی دین با دینداری یکی از محورهای مهم منازعه میان دو پارادایم حاکم بر جامعه‌شناسی دین یعنی سکولاریزاسیون و اقتصاد/بازار دین در چند دهة اخیر بوده است. استدلال‌های جامعه‌شناسان ذیل پارادایم سکولاریزاسیون منجر به استنتاج این فرضیه شد که تنظیم حکومتی دین همبستگی مثبت با دینداری دارد. در مقابل، پارادایم جدید اقتصاد/بازار دین استدلال‌هایی برای اثبات این فرضیه اقامه کرد که تنظیم حکومتی دین همبستگی منفی با دینداری دارد. در مقالة پژوهشی حاضر، مکانیسم‌های ارتباطی میان دو متغیر تنظیم حکومتی دین و دینداری از دیدگاه دو پارادایم سکولاریزاسیون و اقتصاد/بازار دین تشریح گردید و سپس، فرضیات متعارض آنها با داده‌های ثانویة مربوط به کشورهای اسلامی از طریق تحلیلِ بین‌کشوری با واحد تحلیل کشور در یک دورۀ زمانی 15 ساله مورد وارسی تجربی قرار گرفت. یافته‌های این تحقیق عمدتاً حکایت از تأیید تجربی فرضیة منبعث از رویکرد نظری سکولاریزاسیون مبنی بر ارتباط مثبت تنظیم حکومتی دین با دینداری مردم داشت؛ ضمن آن که نتوانست حمایت تجربی جدی برای فرضیة رویکرد نظری اقتصاد/بازار دین مبنی بر ارتباط منفی تنظیم حکومتی دین با دینداری مردم به‌دست آورد.