تاریخ نقد ادبی معاصر در ترازوی نقد
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبایت فارسی دانشگاه گلستان
doi
10.30465/copl.2019.3839چکیده
نقد ادبی در سالهای اخیر با اقبال فراوانی از سوی پژوهشگران مواجه گردیده است. جدای از انبوه کسانی که نقد آثار ادبی را رسالت و خویشکاری خود ساخته، آثار متعددی در نقد آثار شاعران و نویسندگان آفریدهاند، برخی دیگر از پژوهشگران معاصر به مباحث پیرامونی نقد ادبی چون جامعه شناسی نقد توجّه کرده، به نقد و مباحث آن پرداختهاند؛ تاریخ نقد ادبی یکی از این مباحث پیرامونی است که درچند دهۀ گذشته نگاه بسیاری از پژوهشگران و محقّقان را به خود معطوف ساخته است. نتیجۀ این توجه انتشار آثار ارزشمندی چون نقد ادبی زرین کوب بوده است. البتّه این توجّه به تاریخ نقد تنها به دوران پیشامشروطه خلاصه نمیشود و پژوهشگرانی نیز بودهاند که به تحقیق و پژوهش پیرامون تاریخ نقد ادبی معاصر پرداختهاند؛ پیشگامان نقد ادبی در ایران ازمحمد دهقانی و روشنگران ایرانی و نقد ادبی از ایرج پارسی نژاد دواثر شاخص (و یا شاخصترین) در حوزۀ تاریخ نقد ادبی معاصر هستند؛ در مقالۀ حاضر به نقد و بررسی این دو اثر (و همچنین کتابِ بنیانگذاران نقد ادبی جدید در ایران) پرداخته شده است.به زعم نویسندۀ این مقاله در کتابهای مذکور ـ که باید آنها را از بهترین پژوهشهای چند دهۀ اخیر دانست ـ علیرغم محاسن بسیاری چون نوآوری، برخی کاستیها نیز دیده میشود. اصلیترین این کاستیها که تقریباً در تمام این سه اثر دیده میشود، عبارتند از: الف) مشخّص نبودن معیارهای انتخاب منتقدان ب) فقدان نگاه تاریخیپ) کمتوجّهی به تحوّلات فکری منتقدان ت) غفلت از بنیادهای ایدئولوژیک منتقدانِ معاصر.