ناسامانگی ادبیات تطبیقی در ایران
نویسندگان
1 استاد ادبیات تطبیقی دانشگاه شیراز
doi
10.30465/copl.2019.3840چکیده
پس از گذشت بیش از پنج دهه از تأسیس اولین کرسی ادبیات تطبیقی در ایران هنوز این رشته در دانشگاههای ایران راهاندازی نشده و در طول یک دهۀ گذشته در حاشیه بهصورت یکی از گرایشهای رشتۀ ادبیات فارسی ارائه شده است. این در حالی است که در دانشگاههای معتبر دنیا در شرق و غرب سالهاست این دانش بینرشتهای بهصورت مستقل راهاندازی شده و تا مقطع دکتری پیش رفته است. هدف این مقاله تحلیل ناسامانگی رشتۀ ادبیات تطبیقی در ایران است. این مطالعۀ انتقادی چالشهای اساسی و درهمتنیدۀ ادبیات تطبیقی در ایران را تقلیلگرایی نظریهها، کژتابی در کاربست نظریهها، روشهای تحقیق سطحینگر، عدم برنامهریزی آموزشی علمی و جامع و انحصارگرایی و انسداد گفتمانی میداند. نمونههایی هم از نشریات آکادمیک فارسیزبان بر اساس اصول ادبیات تطبیقی در این مقاله تحلیل شدهاند. در پایان با توجه به چند دهه تلاش و همچنین ماهیت بینرشتهای و تعاملی ادبیات تطبیقی به این نتیجه رسیدهام که امیدی به راهاندازی این رشته بهصورت مستقل در ایران نیست.