مرور انتقادیِ کتب نقد ادبی در زمینه آبشخورهای نقد

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان

doi
10.30465/copl.2019.3845
چکیده

تقریباً همۀ مولفان کتُب نقدِ ادبی درایران ازاستاد زرینکوب تا متاخّران(شمیسا، امامی، غلامحسین­زاده، درگاهی، بشردوست، شایگان­فر و...) همه یا بخشی ازکتاب خود را به بررسی آثار، منابع و آبشخورهای «نقد ادبی درگذشته» اختصاص داده­اند. به­رغم منظرها و رویکردهای مختلف مولفان، با مقایسه و جمع­بندی مطالب این کتب درباب گذشته نقد ادبی در ایران می­توان به یک آرشیو ِمحدود و مشخص برپایه«ذخیره ذهنی مشترک» دست یافت.این آرشیو معین و در حقیقت گفتمانی با تفاوت­های نه­چندان چشمگیر، محدود است به کتبی چون «قابوس­نامه، چهارمقاله، ترجمان­البلاغه، المعجم، حدائق­السحر، معیار­الاشعار، بهارستان، یا تذکره­ها (تذکره­الشعرا، لباب­الالباب، آتشکده آذر، تذکره نصرآبادی و...) یا «نقد شاعران بر یکدیگر که عمدتا بر پایه تفاخر، رقابت، حسادت و یا تعارفات» رقم خورده است مانند ستایش شهید و رودکی از شعر یکدیگر یا جدال لفظی و مقابلۀ عنصری  با غضائری یا طعن فلان شاعر بر دیگری. مولفان درباب دسته­بندی و گونه­شناسی انواع نقد درگذشته نیز غالبا به رویّه مشابهی عمل کرده­اند و به نقدهای «لفظی و لغوی، بلاغی، شکلی/ صوری، سرقات ادبی و توارد، نقد ذوقی و فنی» اشاره کرده­اند. درباب تعلیل بی­رمق بودن و فقر نقدِ ادبی درگذشته نیز با استدلال­ها و دلایل مشابهی مانند طرح نظریه­های «معطوف به استبداد ایرانی( قاضی مرادی و سیف و ...)، انسداد و انحطاط، فروکش­کردن خردگرایی، طرد گفت­وگومندی، رواج بینش اشعری­گری، رونق تصوف و تفکر شاعرانه و بینش شهودی» مواجه می­شویم. دراین مقاله می­کوشیم تا از رهگذر نقد مبانی و مفروضات و قراردادهای نانوشتۀ این کتب و پیش­کشیدن تاملات انتقادی کتب نقد و نظریه ادبی غربی و نوع مواجهه غربی­ها با میراث خود و مقایسه­اش با مواجهه منتقدان ما با نقدِ ادبی به مثابه امری تک­افتاده، به نقد این آرشیو بپردازیم. تاریخ نظریه و نقد ادبی غربی از یونان تا اکنون، گواه حرکت کوچگرانه و انتقالِ استعاری نظریه­ها و مفاهیم از حوزه­ای به حوزه­ای دیگراست. توجه به متون کلامی- فلسفی، اصولی، تفسیری، عرفانی به­مثابه دستگاه­های فکری­ای که به مقولاتی چون « معنا، لفظ، زبان، زمان، فهم، تاویل، نص، تمثیل، تجربه، وجود، جمال، معرفت، اخلاق و سیاست» پرداخته­اند می­تواند فضاهای جدیدی را بگشاید و شبکه­ گسترده نقد را  به مثابه کنشی فرهنگی و تاریخی بازنماید.