قرائتی لکانی از غزل «ماه و پلنگ» حسین منزوی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ارومیه

2 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ارومیه

3 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ارومیه

doi
چکیده

مقالۀ حاضر مفهوم عشق را مطابق با مدل نظری لکان در غزل «ماه و پلنگ» حسین  منزوی بررسی می‌کند. نظریات لکان، مبتنی بر مفاهیم بنیادین روانکاوی فرویدی است که با خوانشی خلاقانه از مفهوم ضمیر ناخودآگاه، به تکمیل و تعدیل نظریات روانکاوی کلاسیک می‌پردازد. از نظر لکان ناخودآگاه بدون زبان وجود ندارد و از طریق زبان است که میل پا به عرصۀ ظهور می‌گذارد. تأکید و توجه بر ماهیت زبانی ناخودآگاه، ناخودآگاه لکانی را از ناخودآگاه فردی فروید و ناخودآگاه جمعی یونگ جدا می‌کند. ناخودآگاه لکانی اثر نظام نمادین ترا‌‌فردی (Trans-individuol) بر سوژه است. در این پژوهش، ابتدا نظریه‌های لکان را دربارۀ رشد روانی سوژه و مفاهیم وابسته به آن در رابطه با «ساحت خیالی» و «ساحت نمادین» به اختصار تبیین خواهیم کرد و سپس در بخش پایانیِ این نوشتار، کاربردپذیریِ این مفاهیم را در غزل مشهور «ماه و پلنگ» حسین منزوی خواهیم سنجید. کلیت شعر بازنمایی نمادین شکست سوژۀ شعری در دستیابی به ابژۀ عشق است. در این شعر، سوژه/ شاعر در «امر خیالی» در اتّحاد و یگانگی با مادر به سر می‌برد؛ سپس در «امر نمادین» که حاکمیت زبان و انفصال از «امر خیالی» است، گرفتار می‌آید و با «فقدان» روبرو می‌شود. در اینجاست که دچار ضایعة حیث واقع شده و از سازوکار «جابجایی» بهره می‌گیرد تا بر آن جدایی غلبه کند اما آن اتحاد پیشین دیگر دست یافتنی نیست.