مطالعۀ موردی نگاره‌های داستان ضحاک و سیاوش (بر اساس نظریۀ «دستور خوانش تصاویر» کرس و ون‌لیوون)

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان‌شناسی همگانی، دانشگاه رازی

2 دانشیار زبان‌شناسی دانشگاه رازی،

3 استادیار زبان‌شناسی دانشگاه رازی

doi
10.22059/jolr.2018.66650
چکیده

نظریۀ «دستور خوانش تصاویر[1]»، در حوزۀ نشانه­شناسی اجتماعی قرارگرفته و در رمز­گشایی نشانه­های تصویری به کار می­رود. کرس و ون­لیوون (2006)، با الهام از سه فرانقش معنایی هلیدی، ساختاری مشابه را برای خوانش معانیِ نشانه­هایِ تصویری ابداع نموده و قائل به‌وجود سه معنای «بازنمودی»، «تعاملی» و «ترکیبی» در تصاویر هستند. هدف از انجام این پژوهش یافتن پاسخی مناسب به این پرسش­ها است. آیا این نظریه در رمزگشایی معانی بازنمودی، تعاملی و ترکیبی، در نگاره­ها موفق است؟ میزان توانایی این نظریه در یافتن الگو­های غالب دستوری و نشانه­شناختی در نگاره­ها تا چه حد است؟ و آیا این رویکرد قادر خواهد بود الگو­هایی را بیابد که در شکل­دهی سبک خاص نگاره­ها نقش دارند؟  این تحقیق، بر روی دو نگاره منتخب از میان بیست‌وسه نگاره صورت­ گرفته است. این نگاره­ها، بر اساس روایات «ضحاک» و «سیاوش»، برگرفته از شاهنامه شاه طهماسبی مصور گردیده و اثر سلطان محمد نگارگرند. روش انجام پژوهش تحلیلی بوده و مشتمل بر سه بخش است. نخست، مبانی نظری رویکرد «دستورخوانش تصاویر» بررسی‌شده است؛ سپس، موارد صدق مؤلفه­های این رویکرد در نگاره­ها واکاوی شده و در پایان، موارد متناقض با این نظریه در نگاره­ها و علل وجود تباین­های موجود را بررسی­کرده­ایم. نتایج حاصله گویای آن است که برخلاف نسخ متنی این روایات، نوعی حذف و تبعیض جنسیتی در ساختار نگاره­ها مشهود بوده و نگارگر از به کار گرفتن مؤلفه­هایی چون پرسـپـکـتـیو و وجـه­نـمـایی می­پرهیزد. همچنین، ساختار پلکانی در نگارۀ «ضحاک» مؤید وجود فواصل طبقاتی در جوامعی است که روایات برخاسته از آنانند. [1]. The Grammar of Reading Images