تحلیل تناسب شگردهای روایتگری با درونمایه در رمان چراغها را من خاموش میکنم
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کردستان
2 فارغ التحصیل مقطع دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کردستان
doi
چکیده
چراغها را من خاموش میکنم، نخستین رمان زویا پیرزاد است که در فضای داستانی اقلیت دینی ارمنی میگذرد. در این مقاله، روش، طرح و شیوههای روایتگری نویسنده بررسی شده و در آن سعی شده است پیوند درونمایه با نحوة روایتگری و شگردهای مختلف نویسنده بررسی و تبیین شود. ژرفساخت رمان به نوعی حاوی این نکته است که زمان میگذرد و ما تماشاگر گذر وقت هستیم. عنوان، شیوة فصلبندی کتاب و انتخاب راوی با این ژرفساخت تناسب دارد. نویسنده برای بیان وضعیت زنان، از راوی اولشخصِ زن استفاده کرده است تا بتواند میان روند شکلگیری شخصیّت راوی با درونمایۀ داستان ارتباطی ایجاد کند. راوی، محور اصلی داستان است و چراغها را خاموش میکند اما با باقی شخصیتها تفاوتی ندارد؛ فقط بار بیشتری بر دوش دارد و از ناچاری انتخاب شده است. کنشهای راوی، همه در حوزة خانه و خانهداری است؛ توصیفهای وی نیز بیشتر حالتمحور هستند. مجموع این شیوهها و شگردها برای تبیین وضعیت زنان در جامعه، رمان را اثری صادقانه و خواندنی ساخته است.