بررسی میزان خودبهسازی رهبری مدیران مدارس و ارتباط آن با عوامل انگیزشی و مهارتهای خودتنظیمی
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی دانشگاه کردستان
2 عضو هیأت علمی دانشگاه کردستان.
3 دانش آموخته کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه کردستان
doi
چکیده
هدف این پژوهش تعیین رابطه بین عوامل انگیزشی، مهارتهای خودتنظیمی و متغیرهای جمعیتشناختی با میزان گرایش مدیران مدارس متوسطه به خودبهسازی رهبری بود. جامعه تحقیق کلیه مدیران مدارس متوسطه (دخترانه و پسرانه) شهر سنندج بودند که از آنان نمونهای 105 نفره در پژوهش شرکت داشتند. دادهها با استفاده از یک پرسشنامه60 گویهای متشکل از مقیاسهای (درگیری شغلی، منبع کنترل، تعهد سازمانی، خودکارآمدی و فراشناخت) جمعآوری گردیدند. پایایی مقیاسها با روش آلفای کرانباخ تأیید گردید. نتایج نشان داد که گرایش به خودبهسازی رهبری در میان مدیران مدارس انتخابی بهگونهای معنیدار، بالاتر از حدمتوسط بود. در خصوص تأثیر متغیرهای جمعیتشناختی یافتهها گویای آن بود که مدیران مدارس از لحاظ میزان گرایش به خودبهسازی رهبری با توجه به جنسیت و تجربه مدیریتیشان تفاوت معناداری داشتند. گرایش مدیران زن بهطور معناداری بالاتر از مدیران مرد بود و همچنین مدیران تازه کار در مقایسه با مدیران باسابقه، گرایش بیشتری به انجام خودبهسازی رهبری داشتند. رابطه بین سطح عوامل انگیزشی (منبع کنترل، تعهد سازمانی و درگیری شغلی) و مهارتهای خودتنظیمی (فراشناخت و خودکارآمدی) با میزان گرایش به خودبهسازی رهبری مدیران مدارس معنیدار بود. در مجموع، مدل پیشنهادی خودبهسازی رهبری در میان مدیران مدارس متوسطه تأیید گردید.