آشتی ناسازه‌ها در نظام حسی، ادراکی و کنشی متون پست مدرن (نقاشی، عکس، شعر دیداری)

نویسندگان

1 استادیار پژوهشگاه علوم انسانی و طمالعات فرهنگی

doi
10.30465/copl.2018.3567
چکیده

هر گونه تحول نشانه‌معناشناسانه در صورت و معنای متن، با لایه‌های حسی-ادراکی منبعث از فضاهای فرهنگی و اجتماعی انطباق دارد. مقاله حاضر، با توجّه به الزامات پدیدارشناختی متن پست‌مدرن، شیوه ظهور این ژرف‌ساخت را در صورت متن تبیین می‌کند؛ به این معنا که کثرت ابعاد در صورت متن باید با تکثر زوایای دید و نظام­های گفتمانی حاضر و کنشگر، نسبت معنادار داشته باشد. پیش‌فرض ما این است که  دگردیسی­های متنی باید به لحاظ حسی-ادراکی با زیربناهای ایدئولوژیک، اجتماعی و سیاسی و... ملازمت و تناسب داشته باشد. نتایج تحقیق نشان داده است میزان ناسازوارگی موجود در متن‌های  دیداری (شامل عکس، نقاشی و شعر دیداری) با دلالت­های نهفته در زیرساخت نظری این متن‌ها همخوانی دارد. این متن­ها در نقطه مقابل دوگانه دکارتی، ما را به واسطۀ یک تحوّل پدیدارشناختی به یک گفتمان سه‌بعدی رهنمون می‌سازند که نظام گفتمانی خطی، دو قطبی و برنامه‌مدار را به سه بعدی، متکثر و سیال عبور می‌دهد. اصلی‌ترین راهبرد متن‌ها در این دگردیسی گفتمانی، آشتی اضداد است. در تحوّلات متنی، متن کلامی، به نظام دو قطبی و متن بصری به نظام سه قطبی تمایل دارد.