سلطه و عصیان در زبان فروغ فرخزاد (خوانش شعر فروغ بر اساس رویکردهای سهگانه زبان و جنسیت)
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سمنان
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سمنان
doi
چکیده
آنچه به عنوان تفاوت در زبان میان دو جنس شناخته شده در سه رویکرد کمبود، تسلّط و تفاوت طبقهبندی میشود. امروزه رویکرد چهارمی در حال شکلگیری است که جنسیت در زبان را پدیدهای سیّال میداند و با بهکارگیری آن میتوان فرضیههای متفاوت تفکیک زبانی را در یک اثر همزمان بررسید. در این مقاله سعی بر آن بوده با در نظر گرفتن دستهای از نشانههای کمبود و تسلّط در زبان که از خلال آرای اندیشمندان این حوزه استخراج شده است، زبان شعری فروغ فرخزاد در پنج مجموعه شعرش بررسی و بر اساس بسامد استفاده از ویژگیهای هر کدام از این رویکردها، فضای غالب شعر او مشخّص شود. زبان فروغ فرخزاد در چهار اثر او پیوسته در حال تغییر است. شعر او را نمیتوان کاملاً منفعل و تحت نفوذ جهان مردانه دانست. از طرفی آثار سیطرة تاریخی قدرت مردانه بر ذهن و زبان او و درنتیجه بر چهرة شعرش نیز انکارناپذیر مینماید. از این رو، با توسّل به رویکرد پویا میتوان تغییرات زبان او را مورد مداقه قرار داد. بررسیهای صورت گرفته نشان داد دو دفتر آغازین او درصد قابل ملاحظهای از نشانههای کمبود زبانی را بازتاب میدهد و مجموعۀ عصیان نقطه عطف چرخش شاعر به سمت زبانی متفاوت و غنیتر است. تولّدی دیگر نشانههایی از تأثیر شاعر از تسلّط زبان مردانه را بروز میدهد و مجموعۀ آخر او به سمت نمایش کمتر جنسیت شاعر پیش رفته است.