زمینههای اجتماعی- فرهنگی اقبال زنان به الگوهای نودینداری (مطالعۀ موردی: دورهها و کلاسهای عرفانی، موفقیت و یوگا در شهر تهران)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه جامعهشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 کارشناسیارشد مطالعاتفرهنگی،گروه مطالعات فرهنگی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامهطباطبائی،تهران،ایران
3 استاد گروه مطالعات زنان، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22067/social.2023.82155.1340چکیده
دینداری یکی از مهمترین جلوهها و مظاهر دنیای زنان است. این دنیا تحت تأثیر موج تغییرات فرهنگی جهانی است. این موج از فرایند انقلاب فناوری اطلاعات، فردگرایی، عرفیگرایی، افراطگرایی دینی، تمایزیابی و ادغام اجتماعی در فرهنگ جهانی، ظهور سبکهای زندگی جدید و مهاجرتهای گسترده تشکیل شده است. الگوهای نودینداری یکی از ثمرههای این تحولات است. زندگی روزمرة ایرانیان از دورۀ کهن تا امروز با ادیان ابراهیمی، زرتشتی و مانوی و فرقههای عرفانی مختلف گره خورده است. این فرهنگ دینی متکثر از این موج تغییرات فرهنگی جهانی در امان نبوده است. زنان در کلانشهرهای ایران همواره جزء اقشار با بالاترین میزان دینداری بودند. مقالۀ کنونی با بهکارگیری روش زمینه بنیاد با رویکرد اشتراوسی برای فهم نقش دینداری زنان تهرانی نگاشته شده است. مؤلفه های چهارگانه کدگذاری الگووارهای بر مبنای محوریبودن روانشناسی مثبتگرا و معنویت بودیسم در الگوهای نودینداری بررسی شد. رفتار مذهبی، هویت اجتماعی، رواداری و تساهل، تیپهای روانشناختی و طرق و اماکن آرامشبخش شرایط علی محسوب میشوند. وضعیت فرهنگی خانوادهها، وضعیت مصرف فرهنگی و فراغت مصاحبهشوندگان را میتوان شرایط زمینهای و مداخلهگر دانست. حضور آنان در دوره و کلاسها بهصورت مجازی با آشنایی و تشویق دوستان صمیمی وخانواده را باید یک راهبرد دانست. راهبرد زنان تهرانی در مواجهه با یک مخاطرة پزشکی یا اجتماعی است. پیامدهای مورد انتظار مصاحبهشوندگان خودسازی و خودشناسی، افزایش استقامت، صبر و تحمل، موفقیت، آرامش، خداشناسی و مثبتاندیشی است. زنان تهرانی بررسیشده از طریق سازوکار «بدعت»، به «برساختن» یا «بازاندیشی» خویشتن بالاخص در مواجهه با مخاطراتی چون مواجهه با بیماری دست میزنند.