زایش روایت؛ زدایش پادآرمانشهر/ زیستن با (پاد)آرمانشهر آخرین انار دنیا (2002) و وقت تقصیر (1383)

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی

doi
10.22059/jsal.2022.346108.666172
چکیده

هر دو رمان پسامدرن آخرین انار دنیا (2002) نوشتۀ بختیار علی، نویسندۀ کرد عراقی، و وقت تقصیر (1383) اثر محمدرضا کاتب فضایی پادآرمانشهری دارند. ایران آن سالها در گیر و دار گذار از دورۀ خاتمی به احمدی‌نژاد است و عراق آخرین سالهای حاکمیت صدام را از سر می‌گذراند. برای بررسی وضعیت فراگیر پادآرمانشهری به سراغ روزنه‌های آرمانشهری شخصیتهای اصلی رفتیم و از دریچۀ امکان رهایی از پادآرمانشهر به مطالعۀ رمانها پرداخته‌ایم. شخصیتهای تکثیرشده یا ادغام‌شده در این میانه به خاطر شرایط پیچیدۀ خاورمیانه آرمانشهرهایی دست‌نیافتنی دارند که به دلیل شیءوارگی، خصوصی‌سازی و ... امکان وجودی ندارند. افیونها و پیمانها بسته به موقعیت، مسیرهای ایدئولوژیک/ اتوپیایی‌ای هستند که شخصیتها در قالب آنها پیرنگ‌سازی می‌شوند. پیمانهای ستودۀ بختیار، امیدبخش زدایش پادآرمانشهر است و افیونهای نکوهیدۀ کاتب، فراهم‌آورندۀ امکان همزیستی با آن؛ بدین سان اتوپیا، ایدئولوژی را آشکار می‌سازد و ادبیات رهایی‌بخش با درج ساختار واقعیت در ساختار رمانی، آینده را پیش‌بینی می‌کند.