بررسی تطبیقی آموزه عادت از منظر عین القضات همدانی و آموزه غفلت غزالی
نویسندگان
1 . دانشجوی دکترای تخصصی ادیان و عرفان، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم، قم، ایران
2 دانشیار گروه ادیان شرق، دانشگاه ادیان ومذاهب، قم، ایران
3 . استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم، قم، ایران
doi
10.22034/jid.2024.476722.2520چکیده
اصطلاح «غفلت» نزد صوفیان یا عالمان اخلاق بیشتر، از منظر روانشناختی یا اخلاق فضیلتگرا مورد بررسی قرار گرفته بود؛ اما نزد غزالی این مفهوم بسی پیچیدهتر بوده و در هستیشناسی و انسانشناسی غزالی نقش بسیار جدی ایفا میکند. اصطلاح «عادت و عادتپرستی» در دستگاه عرفانی عینالقضات همدانی دلالت معنایی خاصی به خود گرفته که تا پیش از آن در ادبیات صوفیانه سابقه نداشته است. علاوه بر این اصطلاح، برخی واژگان و مفاهیم دیگر، مانند نور سیاه و سپید، محمد و ابلیس، و نیز دوگانههای متضاد دیگری همچون ظاهر و باطن، معرفت و جهل، نور و ظلمت، دنیا و آخرت در چهارچوب اندیشههای عرفانی عینالقضات همدانی بسامد بالایی داشتهاند. این واژگان و مفاهیم بهنوعی به موتیفهای ذهن و زبان وی تبدیل شده است؛ اما اصطلاح «عادت و عادتپرستی» بهدلیل آشناییزدایی و خارجکردن نامها از دلالتهای معهود و تسمیۀ جدید ما را به جهان جدیدی رهنمون میشود و نسبت جدیدی میان دالها و مدلولها ایجاد میکند و رابط قدیم را تغییر میدهد و پیوندهای پنهان و جدیدی را کشف میکند. گسست از عادت به فوران روشنایی میانجامد و از سطح روزمرگی به ساحت حیرت، بالا میبرد.