تبیین وضعیت عرفی‌شدن دبیران (متوسطۀ اول و دوم) آموزش‌وپرورش: مورد مطالعه شهر اصفهان

نویسندگان

1 دانشیار گروه جامعه‌شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان،اصفهان، ایران

2 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان،اصفهان، ایران

3 استادیار گروه جامعه‌شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

doi
10.22067/social.2024.89310.1547
چکیده

پژوهش حاضر با عنوان و هدف تبیین وضعیت عرفی‌شدن دبیران (متوسطۀ اول و دوم) آموزش ‌و پرورش شهر اصفهان در سال تحصیلی 1402 طراحی ‌شده است. روش این پژوهش، پیمایش و جامعۀ آماری آن کلیۀ دبیران مقاطع متوسطۀ اول و دوم نواحی شش‌گانۀ شهر اصفهان است. حجم نمونه با استفاده از نرم‌افزار spss sample power و با روش نمونه‌گیری ترکیبی طبقه‌بندی و سهمیه‌ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسش‌نامه و از نظر زمانی مقطعی است. یافته‌ها با استفاده از نسخۀ 26 نرم‌افزار SPSS در ارتباط با دو فرضیۀ جمعیت‌شناختی نشان می‌دهد که در فرضیۀ اول بین زنان و مردان از نظر میانگین متغیر عرفی‌شدن و ابعاد آن شامل آخرت‌گرایی، علائم روانی، گرایش‌های اجتماعی، عدم گرایش به عبودیت و تجمل‌گرایی تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0 < Sig). در فرضیۀ دوم، برآورد مقادیر آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه نشان‌دهندۀ این است که بین افراد با سوابق کاری مختلف از نظر میانگین متغیر عرفی‌شدن تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 ≥ Sig). یافته‌های مدل معادلۀ ساختاری با استفاده از نرم‌افزار Amos Graphic نیز نشان می‌دهد که ضریب تعیین پنج متغیر جامعه‌شناختی برابر با (52/0= R2) است و مقدار ضریب تأثیر متغیرهای کیفیت زندگی، خیام‌وارگی، تروما و بین‌المللی‌شدن به‌ترتیب برابر (36/0، 31/0، 43، 32/0- = Beta) و در سطح (05/0 > P) معنادار هستند. در برازش مدل علی تجربی (اثبات‌شده) اثر متغیر تکثرگرایی بر عرفی‌شدن دبیران برابر (08/0 = Beta) و به لحاظ آماری معنادار نیست. در مجموع، برآورد مقادیر مربوط به شاخص‌های ارزیابی کلیت مدل معادلۀ ساختاری بیانگر این است که مدل مفروض تدوین‌شده توسط داده‌های پژوهش حمایت می‌شود؛ درواقع برازش داده‌ها به مدل برقرار و اغلب شاخص‌ها دلالت بر مطلوبیت مدل معادلۀ ساختاری دارند.